10 اختلال عجیب و غریب خواب

10 اختلال عجیب و غریب خواب

خواب، کاری است که ما در هر شبانه‌روز انجام می‌دهیم. اما همین کار معمول ما، پر از اسرار و نکات ناشناخته است. مثل هر ارگان یا عملکرد دیگر بدن، خواب هم می‌تواند تحت تأثیر بیماری‌ها و اختلالاتی، قرار بگیرد. در اینجا 10 عدد از این اختلالات را فهرست می‌کنم. شاید خودتان یا یکی از اطرافیانتان مبتلا به یکی از این اختلالات باشید!:

1- اختلال رفتاری در طی مرحله حرکات سریع چشم: یکی از مراحل خواب موسوم به مرحله «حرکات سریع چشم» Rapid eye movement یا خواب REM است. خواب REM، حدود 20 تا 25 درصد کل خواب را شامل می‌شود، به عبارت دیگر هر فرد در طی شبانه‌روز 90 تا 120 دقیقه در خواب REM است. با این همه بسته به سن هر شخص طول مدت خواب REM، متغیر است، برای مثال شیرخواران، 80 درصد طول خوابشان را در مرحله REM سپری می‌کنند. در طی خواب REM فعالیت سلول‌های مغزی یا «نورون‌ها» مشابه بیداری است.

 16358.jpg

در اختلال رفتاری مرحله حرکات سریع چشم، عضلات بدن از حالت بی‌حرکتی و فقدان تونی که باید به صورت طبیعی داشته باشند در می‌آیند، بنابراین فرد به موازات دیدن رؤیاها شبانه در بستر حرکت می‌کند و ممکن است به خودش یا اطرافیان صدمه بزند. این اختلال قابل درمان است و غالبا به داروهای ضدتشنجی مثل کلونازپام پاسخ درمانی می‌دهد.

2- هراس شبانه یا Night Terrors: هراس شبانه عبارت است از هراس شدید و ناتوانی موقت در به دست آوردن هوشیاری. در این اختلال فرد به صورت ناگهانی از مرحله خواب امواج آهسته، بیدار می‌شود، این بیدار شدن معمولا همراه نفس نفس زدن، ناله و فریاد زدن است. معمولا وقتی فردی دچار این حالت می‌شود، بیدار کردنش غیرممکن است و غالیا شخص بدون اینکه بیدار شود، مجددا به خواب می‌رود. به علاوه «هراس‌های شبانه» به ندرت توسط شخص به یاد آورده می‌شوند.

 nightmare-tm.jpg

توجه داشته باشید که «هراس‌های شبانه» با کابوس‌ تفاوت دارند. اولین تفاوت این دو این است که شخص دچار هراس شبانه کاملا بیدار نمی‌شود و تلاش برای بیدار کردنش هم به جایی نمی‌رسد. به علاوه هراس شبانه می‌تواند برای بیمار، خطرناک هم باشد، چرا که ممکن در طی آن به خود یا اطرافیانش صدمه بزند.

3- دندان قروچه یا Bruxism: دندان قروچه یک اختلال شایع خواب است، تقریبا 40 میلیون آمریکایی این اختلال را دارند. در طی دندان قروچه شخص دندان‌هایش روی هم می‌فشارد. این اختلال می‌تواند موجب آسیب شدید به دندان‌ها شود و بنابراین باید درمان شود. علاوه بر این دندان قروچه می‌تواند موجب سردرد و التهاب مفصل گیجگاهی-فک فوقانی شود. بیشتر کسانی که دندان قروچه دارند، از بیماری خود آگاه نیستند و در 5 تا 10 درصد موارد، تنها با علایمی مثل سردرد و درد آرواره به پزشک مراجعه می‌کنند. معمولا پزشکان برای این بیماران «محافظ‌های دهانی» تجویز می‌کنند، در موارد شدید بیماری، حتی از تزریق بوتوکس در عضلات فک استفاده می‌شود.

 bruxism-tm.jpg

4- سندرم پاهای بی‌قرار: سندرم پاهای بی‌قرار در یک فرد بیدار هم می‌تواند، رخ دهد، اما در شکل شدید، می‌تواند در طی خواب یا زمانی بی‌حرکتی بیمار هم، واقع شود. در سندرم پاهای بی‌قرار، فرد مبتلا تمایل غیر قابل مقاومتی به حرکت دادن بدنش برای گریز از حس ناراحتی بدن دارد. در این سندرم غالبا پاها درگیر هستند، ولی دست‌ها و قسمت بالاتنه بدن هم می‌توانند درگیر شوند. در این اختلال وقتی شخص بدنش را حرکت می‌دهد، به طور موقت احساس ناراحتی‌اش، تعدیل می‌شود و تسکین موقت می‌یابد. پزشکان معمولا برای مبتلایان داروهای ضد تشنج یا شبه‌مخدرهایی مثل متادون و یا داروهای خانواده بنزودیازپین تجویز می‌کنند. البته بر سر درمان دارویی یک فرد مبتلا به این سندرم، تا حدی اختلاف نظر وجود دارد.

 sidesleep-main-full-tm.jpg

5- سندرم نبود بیداری- خواب 24 ساعته: در این اختلال عجیب و نادر، بدن قادر به چرخه طبیعی خواب 24 ساعته نیست. بنابراین فرد مبتلا مثل یک فرد عادی، یک چرخه خواب طبیعی شبانه‌روزی ندارد و چرخه خواب و بیداری بیمار، در هر 24 ساعت تغییر می‌کند. این اختلال بیشتر در افراد نابینا رخ می‌دهد.

 cantsleep-tm.jpg

6- قطع تنفس در طی خواب Sleep Apnea: در طی این اختلال، تنفس شخص مبتلا در طی خواب دچار وقفه می‌شود، در طی هر وقفه یک یا دو تنفس، انجام نمی‌شود، چنین وقفه‌هایی می‌توانند به صورت مکرر در طی خواب شخص مبتلا رخ دهند. این اختلال وقتی از لحاظ پزشکی اهمیت پیدا می‌کند که تعداد این وقفه‌های تنفسی به 5 بار در ساعت برسد. اشخاصی که دچار وقفه تنفسی در طی خواب می‌شوند، از بیماری خود آگاه نیستند، حتی اگر به خاطر همین وقفه‌ها مرتب از خواب بیدار شده باشند. بیشتر اطرافیان بیمار هستند که متوجه این اختلال می‌شوند. ممکن است سال‌ها حتی یا دهه‌ها، شخصی به این اختلال مبتلا باشد و متوجه نشود. مبتلایان به این اختلال غالبا در طی روز خواب‌آلوده و خسته هستند و مراحل خواب طبیعی‌شان به هم می‌خورد. معمول‌ترین درمان وقفه تنفسی در طی خواب استفاده از وسیله‌ای به نام PAP است که مجاری تنفسی را با به جریان انداختن هوای با فشار مثبت باز نگاه می‌دارد. از درمان دارویی و جراحی هم برای درمان این اختلال استفاده می‌شود.

 ventilat-tm.jpg

7- سندرک کلاین - لوین: در این سندرم، شخص مبتلا احتیاج به خواب زیاد دارد که گاهی به 20 ساعت در شبانه‌روز می‌رسد. معمولا شخص مبتلا تمایل زیادی به غذا خوردن ( پرخوری جبری) و تمایل جنسی زیاد دارد. بعضی از محققان عقیده دارند که این بیماری زمینه ارثی دارد و بعضی دیگر اعتقاد دارند که این اختلال یک بیماری خودایمنی است. این اختلال درمان قطعی ندارد، اما غالبا داروهای محرکی مثل آمفتامین و متیل فنیدیت و همچنین ایمیپرامین و مودافینیل برای این دسته از بیماران تجویز می‌شود. به خاطر شباهتی که بین این بیماری و بعضی از اختلالات خلقی وجود دارد از لیتیوم و کاربامازپین هم در درمان بیماری استفاده می‌شود. اما غالبا پاسخ به درمان، محدود است.

 ripvanwinkle72-tm.jpg

8- حرف زدن در هنگام خواب: شخص مبتلا ممکن است تنها صداهای ساده در هنگام خواب ادا کند، اما ممکن است به صورت طولانی هم حرف بزند. ممکن است کسانی که صدای فرد مبتلا را می‌شنوند، بفهمند که او چه می‌گوید و ممکن است قادر به فهم حرف‌های او نباشند. حرف زدن هنگام خواب می‌تواند در مرحله خواب REM رخ دهد، در این حالت شخص حرف‌هایی را که در طی رؤیاهایش می‌زند، بر زبان می‌آورد، حرف در هنگام خواب می‌تواند در خواب غیر REM هم واقع شود. درمانی برای این اختلال وجود ندارد.

9- حمله خواب: حمله خواب یا Narcolepsy، اختلالی است که در آن شخص مبتلا در زمان‌هایی به صورت تصادفی، به خواب می‌رود. فرد مبتلا غالبا در طی این خواب‌های به خواب REM‌ می‌رود و کمتر وارد مرحله خواب غیر REM‌ می‌شود. شخص مبتلا به کرات دچار خواب‌آلودگی شدید می‌شود و نمی‌تواند مدت زیادی خود را بیدار نگه دارد. علامت دیگر این بیماران کاتاپلکسی Cataplexy است. در طی کاتاپلکسی عضلات یک قسمت یا همه بدن سست می‌شود به این صورت که فقط عضلات صورت و آرواره‌ها و گردن درگیر شود و یا همه عضلات بدن درگیر شود. در طی حمله کاتاپلکسی توانایی گفتاری و بینایی شخص مختل می‌شود، اما شنوایی و هشیاریش باقی می‌مانند. علت این اختلال به درستی شناخته نشده است. درمان شامل داروهای ضدافسردگی، محرک‌ها و یا هیپنوتیزم است.

 sleepymang1405-468x308-tm.jpg

10 - فعالیت جنسی در حین خواب: این اختلال شکلی از «خواب‌گردی» محسوب می‌شود و در طی آن شخص مبتلا در هنگام خواب درگیر فعالیت جنسی با پارتنر خود می‌شود. به خاطر هراس از قضاوت دیگران و ناآگاهی از اینکه این حالت، یک مشکل پزشکی است، افراد مبتلا تا مدت‌ها برای درمان اختلال خود، اقدامی نمی‌کنند.

دومين سرطان مرگبار زنان

دهانه رحم

دومين سرطان مرگبار زنان

معاينه پزشک

درباره سرطان دهانه رحم، دومين سرطان شايعي که موجب مرگ زنان مي‌شود، چه مي‌دانيد؟ در کشور ما متاسفانه اطلاعات کمي‌ در اين‌باره وجود دارد، در حالي که به راحتي مي‌توان از آن پيشگيري کرد، چون حداقل 15 سال طول مي‌کشد تا عامل آن، از يک ضايعه ي پيش سرطاني، يک سرطان تمام عيار بسازد. ضمن اين که با معاينات دوره‌اي هر يک يا دو سال يک ‌بار مي‌توان آن را در مراحل اوليه تشخيص داد و به راحتي آن را ريشه‌کن کرد.

اگر مي‌خواهيد درباره سرطان دهانه رحم بيشتر بدانيد، گفتگوي زير را که با خانم دکتر نادره بهتاش، فوق‌تخصص سرطان‌هاي زنان و استاد دانشگاه علوم پزشکي تهران انجام داده ايم، بخوانيد.

خانم دکتر، براي آشنايي بيشتر ما با سرطان دهانه رحم، کمي‌ درباره اين بيماري توضيح دهيد.

سرطان دهانه رحم، دومين سرطان مرگبار بين زنان است که امروزه مشخص شده، عامل اصلي ابتلا به آن، نوعي ويروس است و در صورتي که اين ويروس وجود نداشته باشد، اين سرطان هم به وجود نخواهد آمد.

کدام ويروس؟

ويروسي به نام "ويروس پاپيلوماي انساني" يا به طور مخفف، "اچ‌ پي‌ وي"(HPV) که بيش از 100 نوع از آن وجود دارد که 15 نوع آن موجب بروز سرطان دهانه رحم مي‌شود. اين ويروس، عامل اصلي ابتلا به سرطان دهانه رحم است.

چه کساني در معرض آلوده شدن به اين ويروس و احتمالا ابتلا به سرطان دهانه رحم قرار دارند؟

ببينيد، اين ويروس از طريق تماس جنسي با فرد آلوده انتقال مي‌يابد و در نتيجه از عفونت‌هاي قابل انتقال از طريق تماس جنسي محسوب مي‌شود. بنابراين در افرادي که در سنين باروري و پس از بلوغ قرار دارند، بروز اين عفونت و ابتلا به سرطان ناشي از آن، بيشتر مشاهده مي‌شود. همچنين در کشورهاي غربي که روابط پرخطر جنسي و کنترل نشده و خارج از ضوابط خانواده دارند و زناني که با چند نفر روابط جنسي دارند، خطر ابتلا بيشتر است.

يعني خانم‌هاي يائسه به سرطان دهانه رحم مبتلا نمي‌شوند؟

بله، حتي شدت سرطان دهانه رحم در بانوان يائسه به مراتب شديدتر است، چون اين بانوان پيش از رسيدن به سنين يائسگي به اين ويروس آلوده شده‌اند، اما به علت سهل‌انگاري يا نداشتن اطلاعات به پزشک مراجعه نکرده اند، لذا بيماري پيشرفت کرده و کيفيت درمان و زندگي آنها را تحت تاثير قرار مي‌دهد. در حقيقت وقتي خانمي ‌به اين ويروس آلوده مي‌شود، دست‌کم 15 سال طول مي‌کشد تا مبتلا به سرطان دهانه رحم شود و در اين مدت براي ريشه‌کني ويروس و بازگشت به حالت طبيعي و سلامت فرصت کافي وجود دارد، البته با معاينه منظم و مرتب. اما سهل‌انگاري برابر است با افزايش شدت سرطان دهانه رحم در دوران يائسگي.

در کشور ما به چه صورت است؟ آيا آماري دراين باره وجود دارد؟

در کشور ما به علت حاکميت فرهنگ اسلامي، انتقال از طريق راوبط پر خطر جنسي، بسيارکم يا ناچيز است، اما نکته مهم اين است که با ازدواج‌هاي مکرر که طبيعتا افراد را در معرض تماس‌هاي جنسي متعدد(حتي مشروع و قانوني) قرار مي‌دهد، احتمال بروز سرطان دهانه رحم افزايش مي‌يابد که البته همين موضوع نيز با پيگيري و معاينه منظم و مراجعه به پزشکان به مراتب کاهش، و کيفيت درمان بيماران و زندگي آنان افزايش مي‌يابد.

در کشور ما به علت نبود آمار دقيق و پژوهشي در اين زمينه و آمارگيري کلي از سرطان‌هاي رحم و دهانه رحم که دقت آمارها را زير سوال مي‌برد، متاسفانه نمي‌توان گفت که به‌طور دقيق چه تعداد از زنان به اين بيماري مبتلا مي‌شوند.

خانم دکتر، درباره معاينه منظم و مراجعه مرتب به پزشکان و بيماريابي و مراجعه افراد و شيوه‌هاي آن توضيح مي‌دهيد.

همان‌طور که گفتم، زنان پس از رسيدن به سن بلوغ و باروري و به ويژه پس از ازدواج که تماس جنسي وجود دارد، در معرض خطر ابتلا به سرطان دهانه رحم قرار دارند. بنابراين بانوان از همين سنين بايد به فکر معاينه منظم دستگاه تناسلي به ويژه رحم و ضمايم آن باشند و پس از انجام تست "پاپ اسمير" که جديدترين روش آن نيز در ايران انجام مي‌گيرد، از بابت بيماري خود اطلاعات کافي به دست آورند. البته ما متخصصان زنان، و به ويژه من و همکارانم که در زمينه سرطان‌هاي دستگاه تناسلي زنان به صورت فوق‌تخصصي فعاليت مي‌کنيم، به خانم ها توصيه مي کنيم در سنين زير 18 سال باردار نشوند، چون احتمال ابتلا به سرطان دهانه رحم در اين گروه سني بيشتر است. اما به هر حال هر قومي، ‌فرهنگ خاص خود را دارد، هر خانمي‌که به سن بلوغ و باروري مي‌رسد و به ويژه کساني که ازدواج کرده‌اند، و بالطبع روابط زناشويي دارند بايد سالي يک بار يا دست کم هر دو سال يک بار تا آخر عمر براي معاينه رحم و دهانه رحم و نمونه برداري و انجام آزمون پاپ اسمير به پزشک‌شان مراجعه کنند و در صورت ازدواج در سن زير 18 سال بهتر است از اين دوران تا آخر عمر براي انجام چنين مراقبت‌هاي بهداشتي به پزشک مراجعه کنند.

اگر کسي مادرش به سرطان دهانه رحم مبتلا شده باشد، امکان ابتلاي دختر خانواده به اين بيماري وجود دارد؟

درباره برخي سرطان‌ها مانند سرطان پستان ، بافت رحم(نه دهانه رحم)، دستگاه گوارش و مواردي ديگر ممکن است ابتلا به سرطان تحت تاثير مسايل ژنتيک قرار گيرد، اما درباره سرطان دهانه رحم بايد گفت که اين نوع سرطان در اثر تماس جنسي و آلودگي به ويروس پاپيلوماي انساني است. بنابراين، اين نوع سرطان فقط اکتسابي است و منشا ارثي ندارد.

حالا که صحبت از ويروس پاپيلوماي انساني شد، لطفا درباره واکسن اين ويروس که به تازگي به بازار آمده است براي‌مان بگوييد.

اين واکسن براي پيشگيري از ابتلا به سرطان دهانه رحم توليد شده است و به تازگي به بازار دارويي آمريکا وارد شده است که هنوز گران و تا حدودي غير قابل دسترس است. صحبت‌هايي شده که آن را براي مردم کشورمان و دست کم افرادي که بيشتر در معرض خطرند، تهيه کنيم. اين واکسن را بايد براي دختران 9 تا 11 ساله و بزرگ‌تر به کار برد تا پيش از رسيدن به سن بلوغ، آنتي‌بادي عليه اين ويروس در بدن بانوان به وجود آيد و حتي در صورت آلودگي به ويروس، از فعاليت آن در جهت ايجاد ضايعات سرطاني پيشرفته جلوگيري کند. ميزان تاثير اين واکسن، حدود به صد در صد است، بنابراين در صورت ورود به کشور، استفاده از آن به همه بانوان در سنين باروري توصيه مي‌شود.

اطلاعات عمومی درباره سرطان روده بزرگ

اطلاعات عمومی درباره سرطان روده بزرگ

نکات کليدی اين مبحث

* سرطان روده بزرگ بيماری است که در آن سلولهای بدخيم ( سرطانی ) در بافت روده بزرگ تشکيل می شوند .

* سن و تاريخچه بيماری در ريسک بوجود آمدن سرطان روده بزرگ نقش دارند .

* علائم احتمالی سرطان روده بزرگ شامل تغييرات در اجابت مزاج و يا وجود خون در مدفوع است .

* آزمايشاتی که انتهای روده بزرگ ( رکتوم ) و يا بافت روده بزرگ و يا خون د رمدفوع را بررسی می کند در تشخيص و يافتن سرطان روده بزرگ مورد استفاده قرار ميگيرد .

* فاکتورهای مخصوصی در انتخاب درمان و پيش آگهی تاثير دارد ( شانس بهبودی )

سرطان روده بزرگ بيماری است که در آن سلولهای بدخيم سرطانی در بافت روده بزرگ تشکيل می شوند . روده بزرگ قسمتی از جهاز هاضمه را در بدن انسان تشکيل ميدهد جهاز هاضمه در پروسه جذب مواد غذايی ( ويتامين ها ،  مواد کانی ، کربوهيدراتها ، چربيها ، پروتئين ها و آب ) از غذاهای مختلف و همچنين دفع مواد زائد از بدن فعاليت می کند .

جهاز هاضمه از مری - معده - روده کوچک و روده بزرگ تشکيل شده است  6 فوت اوليه روده بزرگ را کولون و 6 اينچ انتهای روده بزرگ را راست روده و کانال مقعد ناميده می شوند کانال مقعد به مقعد ختم می شود ( سوراخی که روده بزرگ را به خارج از بدن متصل می سازد ) .

* سن و تاریخچه بيماری در ريسک بوجود آمدن سرطان روده بزرگ نقش دارند :

فاکتورهای ريسک شامل :

* سن بالای 50 سال

* تاريخچه سرطان روده بزرگ يا راست روده د ر فاميل

* تاريخجه سرطان روده بزرگ و راست روده ، تخمدان ، رحم و سرطان پستان در هر شخص

* تاریخچه ابتلاء به پوليپ در روده بزرگ

* تاريخچه ابتلاء به کوليت السروز ( زخمهای متعدد در سلولهای پوششی روده بزرگ )

* بعضی از بیماريهای ارثی مانند پوليپ های آدنوماتو فاميلی و سرطان فاميلی غیر پوليپی روده بزرگ ( سندرم لينچ )

* علائم احتمالی سرطان روده بزرگ شامل تغييرات در اجابت مزاج ويا وجود خون در مدفوع

اين علائم و همچنين ساير علائم ممکن است بعلت سرطان روده بزرگ و يا بعلت بيماريهای ديگر بوجود آيد .

- تغييرات در اجابت مزاج

- خون ( خون قرمز يا خون تيره ) در مدفوع

- اسهال ، يبوست و يا احساس عدم تخليه کامل دستگاه گوارش

- کاهش در قطر يا کاليبر مدفوع

- ناراحتی عمومی شکم ( دفع درد ناک گاز شکم ، نفخ ، احساس پری  و يا دردهای دل پيچه ای ) ( شکم درد عمومی )

-کاهش وزن بدون علت

- خستگی ثابت

- استفراغ

آزمايشاتی که انتهای روده بزرگ ( رکتوم ) و يا بافت روده بزرگ و يا خون در مدفوع را بررسی می کند در تشخيص و يافتن سرطان روده بزرگ مورد استفاده قرار ميگيرند :

-تست خون نهفته در مدفوع : نمونه کمی از مدفوع که درمحفظه ای قرار می گيرد به دکتر يا آزمايشگاه تحويل داده می شود . اين تست خون نهفته در مدفوع را آزمايش می کند .

-معاينه مقعد توسط انگشت دست ( توسط پزشک ) پزشک و يا پرستار پس از پوشيدن دستکش و آغشتن آن به ژل مخصوص انگشت را داخل مقعد بيمار کرده و بدنبال توده يا نقاط غير طبيعی ميگردد و از مدفوع بدست آمده آزمايش خون نهفته بعمل می آورد .

- تنقيه باريم : روشی که در آن با ريم مايع به داخل روده بزرگ از طريق مقعد تنقيه ميگردد با ريم يک فلز سفيد نقره ای است که در تصوير دستگاه گوارش پائينی توسط اشعه ايکس کمک کننده است .

- سيگموئيدوسکوپی : دستگاهی است که توسط آن دکتر ( لوله نازک نوری ) انتهای روده بزرگ را برای يافتن پوليپ ، تومور و يا نقاط غير طبيعی مورد آزمايش قرار ميدهد اگر در حين آزمايش پوليپ و يا بافت غير طبيعی يافت شود پزشک می تواند آنها را بردارد و جهت آزمايش بهتر از ميکروسکوپ استفاده نمايد .

- کولونسکوپی : بررسی سراسری داخلی روده بزرگ توسط کوئونکسوپ ( لوله نازک نوری ) که از مقعد وارد می شود اگر در طول آزمايش پزشک پوليپ و يا نقاط غير طبيعی يافت شود جهت آزمايش توسط ميکروسکوپ برداشته خواهد شد .

- نمونه برداری ( بيوپسی ) : برداشتن سلولها و يا بافت ها جهت آزمايش در زير ميکروسکوپ

* فاکتورهای مخصوصی در انتخاب درمان و پیش آگهی  ( شانس بهبودی ) تاثير دارد :

انتخاب درمان ها و پيش آگهی ( شانس بهبودی ) بستگی به مرحله بندی سرطان ( آيا سرطان فقط لايه داخلی پوششی روده بزرگ يا تمام ضخامت روده بزرگ يا به ساير نقاط بدن گسترش يافته باشد ) و همچنين وضعيت سلامتی بيمار دارد .

مراحل سرطان روده بزرگ staging

نکات کليدی اين مبحث

* پس از اينکه سرطان روده بزرگ تشخيص داده شد بمنظور اينکه آيا سرطان روده بزرگ محدود به روده بزرگ و يا به ساير نقاط بدن انتشار پيدا کرده است آزمايشاتی بعمل می آيد .

* مراحل مختلف سرطان روده بزرگ عبارت است :

- مرحله 0   ( سرطان اين سيتو )

- مرحله 1

- مرحله 2

-مرحله 3

- مرحله 4

پس از اينکه سرطان روده بزرگ تشخيص داده شد بمنظور اينکه آيا سرطان روده بزرگ محدود به روده بزرگ و يا به ساير نقاط بدن انتشار پيدا کرده است آزمايشاتی بعمل می آيد . فرايند ی که در آن مشخص ميشود که آيا سرطان روده بزرگ محدود بوده و يا به نقاط بدن انتشار يافته است را مرحله بندی سرطان می ناميم . اطلاعاتی که از فرايند مرحله بندی بدست می آيد مرحله بيماری را مشخص می کند دانستن مرحله بيماری در اتخاذ درمان مناسب بسيار مهم است .

مرحله های سرطان روده بزرگ در پائين جهت استفاده ذکر شده است

مرحله صفر - در مرحله صفر سرطان فقط در سطحی ترين سلولهای پوششی روده بزرگ يافت می شود مرحله صفر سرطان اين سيتو نيز گفته می شود .

مرحله يک I

در مرحله يک انتشار سرطان به جزء لايه های پوششی سطحی به لايه دوم و سوم روده بزرگ نيز انتشار پيدا کرده و ديواره داخلی  روده نيز درگير شده است ولی سرطان به خارج از ديواره روده بزرگ يا خارج از روده بزرگ انتشار نيافته است معادل مرحله يک را در طبقه بندی دوک A می گويند.

مرحله دو II

در مرحله دوم سرطان از ديواره روده بزرگ تقريبا خارج شده ولی غدد لنفاوی را گرفتار نکرده است ( عدد لنفاوی ساختمانهای لوبيائی شکل هستند که درسرتاسر بدن يافت می شوند و کار آنها فيلتر کردن مواد در داخل مايع لنف می باشد و کمک به بدن در مقابله با عفونت و بيماری را می نمايند ) مرحله دو بيماری در طبقه بندی دوک B می گويند .

مرحله سوم III

در مرحله سه سرطان غدد لنفاوی را درگير کرده است ولی به ساير نقاط بدن گسترش نيافته است اين مرحله معادل مرحله دوک C می باشد .

مرحله چهارم IV

در مرحله چهارم سرطان به نقاط ديگر بدن مثل کبد ی يا ريه گسترش پيدا کرده است و اين مرحله معادل  دوک D می باشد .

عود سرطان روده بزرگ

سرطان عود کرده روده بزرگ به سرطانی گفته می شود که پس از درمان مجددا عود يا برگشت نمايد . عود سرطان روده بزرگ ممکن است در روده بزرگ و ياساير نقاط بدن مثل کبد ، ريه ، و يا هر دو باشد .

درمان انتخابی در يک نگاه کلی

نکات کليد ی اين مبحث

 * درمان های مختلفی در بيماران مبتلا به سرطان روده بزرگ وجود دارد

* سه نوع درمان استاندارد عبارتند از

* جراحی

* شيمی درمانی

* راديو تراپی يا پرتو درمانی

* درمانهای ديگری که در فرم تجربيات جديد بالينی بکار می رود عبارتند از :

* درمانهای بيولوژيک

درمانهای مختلفی در بيماران مبتلا به سرطان روده بزرگ وجود دارد :

درمانهای مختلف در دسترس بيماران مبتلا به سرطان روده بزرگ هستند .  بعضی از آنها استاندارد هستند ( درمانهای رايج ) و بعضی از آنها بصورت تجربيات درمانی بالينی مورد استفاده قرار ميگيرند .  قبل از شروع درمان بيماران ممکن است که رغبت خود را در قسمت تجربيات جديد درمانی بالينی نشان دهند . در درمان بصورت تجربيات درمانی بالينی که در حقيقت مطالعه تحقيقاتی از داروی جديدتر و يا تغير در داروهای قبلی استفاده می شود و در صورت موفقيت روش جديد جای روش استاندارد گذشته را ميگيرد .

سه نوع درمان استاندارد مورد استفاده قرار می گيرد عبارتند از :

جراحی : جراحی ( برداشتن سرطان توسط عمل جراحی ) شايع ترين نوع درمان است که در همه مراحل کانسر کولون بکار می رود پزشک ممکن است سرطان را به يکی از روشهای زير خارج نمايد .

جراحی محدود و محلی : اگر سرطان درمرحله بسيار اوليه تشخيص داده شود ممکن است عمل جراحی بدون باز کردن شکم توسط پزشک انجام شود که اين از طريق عبور لوله از طريق مقعد به داخل روده بزرگ و عمل جراحی از اين طريق انجام ميگيرد به اين طريق برداشتن ضايعه محلی می گويند .  اگر سرطان در يک پوليپ تشخيص داده شود به اين عمل جراحی پوليپکتومی اطلاق ميگردد .

رزکسيون  اگر اندازه سرطان بزرگتر باشد پزشک عمل کولکتومی ( برداشتن سرطان بهمراه مقاديری از باقت سالم اطراف آن ) را انجام ميدهد سپس پزشک ممکن است آناستوموز ( دوختن دو طرف سالم روده بزرگ به يکديگر ) را انجام دهد . معمولا پزشک غدد لنفاوی نزدیک روده بزرگ را جهت احتمال درگيری توسط سرطان بيرون آورده  و در زير ميکروسکوپ آزمايش خواهد نمود .

رزکسيون بهمراه کولستومی :  اگر پزشک قادر به دوختن دو سر روده بزرگ به يکديگر را نداشته باشد منفذی  به خارج از بدن تعبيه کرده  تا مواد زائد ازآن دفع گردد اين روش کلستومی ناميده می شود . د ربعضی مواقع کلستومی موقتی است وتا زمانيکه روده بزرگ ترميم شود ادامه می يابد ولی اگر تمام کولون توسط جراح برداشته شود ممکن است کلستومی دائمی شود .

اگر چه پزشک سرطان را تاجايی که امکان دارد و درديد او قرار گرفته بيرون خواهد آورد ولی گاهی به بيماران پيشنهاد شيمی درمانی پس از عمل جراحی داده می شود تا اگر سلول سرطانی باقيمانده از بين برده شود . اين روش درمان مکمل ناميده می شود .

شيمی درمانی :

شيمی درمانی استفاده از داروها جهت کشتن سلولهای سرطانی است . شيمی درمانی ممکن است از طريق دهان يا از طريق تزريق وريدی و يا تزريق عضلانی باشد که به اين نوع درمان ها . درمان جامع گفته می شود بدليل اينکه داروها اول وارد گردش خون شده سپس به اقصی نقاط بدن رفته و ميتوانند سلولهای سرطانی را در تمام نقاط بدن مورد تهاجم قرار دهند .

( راديو تراپی ) پرتو درمانی :

پرتو درمانی ازطريق استفاده از اشعه ايکس و ساير پرتو ها جهت کشتن و يا کوچک کردن توده های سرطانی بکار می روند . پرتو درمانی ممکن است بصورت پرتو درمانی خارجی ( استفاده از دستگاه راديو تراپی در خارج از بدن ) و يا پرتو درمانی داخلی باشد پرتو درمانی داخلی از طريق استفاده از راديو ايزوتوپ های مختلف ( موادی که پرتو زا می باشند ) از طريق لوله های پلاستيکی کوچک در داخل بدن و در محل تجمع سلولهای سرطانی بکار می رود سرطان روده بزرگ ممکن است از طريق راديو تراپی خارجی درمان گردد .

پس از درمان آزمايش خونی که در آن آنتی ژن کارسينو امبيريوينک ( CEA ) (( ماده ای در خون است که ممکن است در بيماران مبتلا به سرطان روده بزرگ افزايش يابد )) بهمراه ساير موارد اندازه گيری می شوند تا از عود بيماری پزشک اطلاع حاصل نمايد .

درمانهای ديگری در فرم تجربيات و درمانهای جديد بالينی بکار می روند که عبارتند از :

درمان بيولوژيکی :

درمان بيولوژيک نوعی درمان است که در آن توانائی تحريک سيستم ايمنی بدن در مقابله با سرطان بعنوان درمان بکار می رود . موادی که توسط بدن و يا در آزمايشگاه ساخته شده جهت تقويت و يا ذخيره نمودن دفاع طبيعی بودن  در مقابله با بيماريها بکار می روند . به درمان بيولوژيکی ممکن است متغير پاسخ بيولوژيکی و ايمنی درمانی نيز اطلاق گردد .

در اين قسمت ممکن است درمانهای ديگری در فرم تجربيات و درمانهای جديد بالينی بکار رفته باشد که فعلا ممکن است درمانهای انجام شده توضيح داده نشده باشد .

درمان انتخابی به توسط مرحله بيماری

مرحله صفر سرطان روده بزرگ :

درمان مرحله صفر ممکن است شامل انواع جراحی های زير باشد .

* جراحی محلی محدود ( جراحی سرطان بدون باز کردن شکم ) و يا پوليپکتومی ( برداشتن پوليپ ) رزکسيون آناستوموز ( نوعی جراحی که توسط آن سرطان برداشته شده و دو انتهای روده بزرگ بهم دوخته می شود ) اين عمل در زمانی انجام می شود که توده سرطانی حجيم باشد و امکان جراحی محلی محدود وجود نداشته باشد .

مرحله يک I سرطان روده بزرگ :

درمان مرحله یک I  سرطان روده بزرگ معمولا شامل موارد زير می شود :

* رزکسيون / آناستوموز ( نوعی جراحی که توسط آن سرطان برداشته شده و دو انتهای روده بزرگ بهم دوخته می شود ) .

مرحله دو II سرطان روده بزرگ :

درمان مرحله دوم کانسر روده بزرگ شامل موارد زير می شود :

* رزکسيون / آناستوموز

* درمانهای جديد تجربی بالينی شامل شيمی درمانی ، پرتو درمانی و درمانهای بيولوژيک بعد از جراحی

مرحله III سرطان روده بزرگ :

درمان مرحله سوم روده بزرگ شامل موارد زير می شود :

* رزکسيون / آناستوموز با يا بدون شيمی درمانی

* درمانهای جديد تجربی بالينی

مرحله IV سرطان روده بزرگ :

درمان مرحله چهارم روده بزرگ شامل موارد زير می شود

* رزکسيون / آناستوموز

* جراحی شامل برداشتن قسمتی از اعضای ديگر بدن مثل کبد ، ريه و تخمدانها در صورتيکه سرطان گسترش پيدا کرده باشد .

* شيمی درمانی

* درمانهای  جديد تجربی بالينی با استفاده از شيمی درمانی و يا درمانهای بيولوژيک

* پرتو درمانی ممکن است در بعضی بيماران بعنوان درمان تسکينی مورد استفاده قرار گيرد ( علائم بيماری را تخفيف دهد )

درمان انتخابی برای سرطان عود کرده روده بزرگ

درمان سرطان عود کرده روده بزرگ بستگی به محل برگشت ( عود ) و همچنین وضعيت سلامتی عمومی بيمار را دارد . درمان سرطان عود کرده ممکن است شامل موارد زير باشد .

* جراحی و برداشتن سرطان در کبد ، ريه و يا تخمدان در صورت گسترش به اين نواحی

* عمل جراحی و برداشتن سرطان روده بزرگ ، در صورتيکه محل عود روده بزرگ باشد .

* شيمی درمانی بعنوان درمان تسکينی ( جهت برطرف کردن و تخفيف علائم )

* درمانهای جديد تجربی بالينی با استفاده از درمانهای بيولوژيک و يا شيمی درمانی

 

منابع کنکور کارشناسی ارشد زیست شناسی

منابع کنکور کارشناسی ارشد زیست شناسی

علم‌ زیست‌شناسی در قرن بیست و یكم به شكوفاترین مرحله خود رسیده است. پیوند این علم با سایر علوم پایه نظیر فیزیك و شیمی توانسته است كاربردهای بسیار زیادی را در سایر علوم ایجاد كند. یافتن پاسخ‌‌های صحیح برای سوالات بی‌شماری كه در ذهن بشر وجود دارد نیاز به كسب دانش تخصصی و چگونگی به كار بستن آن دارد لذا بدلیل گسترده بودن علم زیست‌شناسی لزوم ادامه تحصیل در گرایش‌‌های مختلف این رشته برای رسیدن به اهداف فوق شدیداً احساس می‌شود.

در دانشگاه سراسری رشته زیست‌شناسی به هفت گرایش تقسیم می‌شود كه همگی بوسیله كُد مشترك 1206 انتخاب شده و پس از قبولی در كنكور كارشناسی ارشد و مجاز شدن به انتخاب رشته، گرایش‌‌های مربوطه مشخص می‌شود. این گرایش‌‌ها به قرار زیر می‌باشند:

1) بیوفیزیك
2) علوم گیاهی
3) علوم جانوری
4) میكروبیولوژی
5) بیوشیمی
6) علوم سلولی و مولكولی
7) ژنتیك
8) بیوتكنولوژی پزشكی


منابع مطالعاتی


زبان عمومی:

1- گرامر زبان عمومی كلیه رشته‌های كارشناسی ارشد، تألیف وحید عسگری، انتشارات: كانون فرهنگی آموزش. 2- لغت: 504 absolutely essntial words , TOFEL flash (vocabulary) 3- درك مطلب : TOFEL flash (Reading)، -زبان انگلیسی عمومی 2(درك مطلب)، انتشارات كانون فرهنگی آموزش

زبان تخصصی: مجموعه تست‌های طبقه‌بندی شده زبان تخصصی (گردآوری مهدی سوار)

سلولی و مولكولی:
بیولوژی سلولی و مولكولی (lodish & Alberts) (ترجمه زیر نظر دتر شاهسون بهبودی) (همراه با CD)- زیست‌شناسی سلولی و مولكولی (مریم خالصی- رضا یوسفی)- زیست‌شناسی سلولی و مولكولی (دكتر احمد مجد)- مجموعه سؤالات كارشناسی ارشد سلولی و مولكولی با تحلیل كامل گزینه‌ها (تألیف و گردآوری برومند حسینی)

ژنتیك :
مجموعه درس‌های ژنتیك (مجتبی سهرابی) 4- درسنامه ژنتیك (P.C.Winter, G.I. Hickey) (زیر نظر دكتر یوسف سیدنا) – سؤالات كارشناسی ارشد ژنتیك (مینا اوحدی)- مجموعه تست‌های طبقه‌بندی شده ژنتیك و مولكولی (مجتبی سهرابی)

بیوشیمی:
بیوشیمی (Lehninger). بیوشیمی (Strayer)- مجموعه تست‌های طبقه‌بندی شده بیوشیمی (1) و (2) (مهدی سوار)

میكروبیولوژی:
میكروبیولوژی (زینسر) میكروبیولوژی عمومی‌(دكتر ملك‌زاده). میكروبیولوژی پزشكی (جاوتز). میكروب كاربردی (كروگر) میكروب محیطی(شایسته سپهر) میكروب غذایی (فرازیر) ایمونولوژی (دكتر محمد وجدگانی) ویروس شناسی (دكترناطق) انگل شناسی پزشكی (دكتر هرمزد اورمزدی) قارچ شناسی پزشكی ( دكتر امامی و همكاران) – مجموعه تست‌های طبقه‌بندی شده میكروب‌شناسی، ویروس‌شناسی، ایمونولوژی (گردآوری مهدی سوار)

بیوفیزیك:
بیوفیزیك (دكتر رضایی)- مجموعه تست‌های طبقه‌بندی شده بیوفیزیك

گیاه شناسی:
1ـ گیاه شناسی پایه، (احمد قهرمان) 2جلد. زیست‌شناسی گیاهی (محمد پاك فطرت)- رشد و نمو گیاهی (دكتر خاوری نژاد)

فیزیولوژی گیاهی:
1ـ فیزیولوژی گیاهی (حسن ابراهیم زاده) 4جلد- فتوسنتز در گیاهان عالی (دكتر خاوری نژاد)

جانور شناسی:
1 ـ جانورشناسی عمومی‌(دكتر طلعت حبیبی). زیست‌جانوری (دكتر محمدرضا یزدیان) 2ـ بافت شناسی انسانی پایه (دكتر محمد صادق رجحان). 3- جانور شناسی مهره داران (محمد درویش) 4- جنین شناسی (كاظم پریور)

فیزیولوژی جانوری:
فیزیولوژی پزشكی (گایتون).

شیمی فیزیك:
شیمی فیزیك (دكتر صبوری)

شیمی آلی:
شیمی آلی (موریسون و بوید 1 و 2 و 3)

بیوتكنولوژی:
مولكولی پیشرفته (مریم خالصی)- پیش درآمدی بر مهندسی ژنتیك (دسمونداس- تی-نیكول) ترجمه دكتر محمود امین لاری.


دریافت جداول و ظرفیت دانشگاه ها برای منابع کنکور کارشناسی ارشد زیست شناسی

رشته ها و منابع کارشناسی ارشد رشته شیمی

رشته های کارشناسی ارشد مجموعه شیمی

1-شیمی فیزیک

2-شیمی آلی

3-شیمی معدنی

4-شیمی تجزیه

5-شیمی کاربردی

6-فیتو شیمی

7-نانو شیمی

8-آموزش شیمی

9-پیشرانه ها

منابع درسی آزمون کارشناسی ارشد شیمی

1-زبان عمومی و اختصاصی

2-شیمی آلی (شیمی آلی 1و2و3 جداسازی و شناسایی ترکیبات آلی طیف سنجی در شیمی فیزیک آلی شیمی فیزیک آلی)

3-شیمی معدنی (شیمی معدنی 1و2 آلی فلزی)

4-شیمی تجزیه (شیمی تجزیه 1و2 شیمی تجزیه دستگاهی)

5-شیمی فیزیک (شیمی فیزیک 1و2 کوانتوم طیف سنجی)

6-شیمی کاربردی (اصول محاسبات شیمی صنعتی شیمی صنعتی 1و2 اصول تصفیه آب و پسابهای صنعتی خوردگی فلزات)

ضرایب دروس

شیمی فیزیک(1و1و1و1و2و0)

شیمی آلی(1و2و1و1و1و0)

شیمی معدنی(1و1و2و1و1و0)

شیمی تجزیه(1و1و1و2و1و0)

شیمی کاربردی(1و1و1و1و1و2)

فیتو شیمی(1و2و1و1و1و0)

نانو شیمی کلیه دروس با ضریب 1

آموزس شیمی ضرایب همانند شیمی فیزیک

پیشرانه ها ضرایب همانند شیمی کاربردی

منابع کارشناسی ارشد رشته حسابداری

منابع کارشناسی ارشد رشته حسابداری

 

حسابرسی:

کتب:

اصول حسابرسي  ( دكتر آقائي و نژاد فهيم - انتشارات سنجش تكميلي )

تست:

1- مجموعه پرسشهای چهار گزینه ای حسابرسی . کورش امانی.احمد فاضل- انتشارات ترمه

2- مجموعه سئوالات چهار گزینه ای حسابرسی AICPA جلد 1و 2 گارو هوانسیانفر- انتشارات ترمه

 

آمار و ریاضی:

کتب:

رياضيات و كاربرد آن در مديريت ( دكتر ناصحي فر )

رياضيات و كاربرد آن در مديريت (دكترجمشيد صالحي صدقياني )

آمار و كاربرد ان در مديريت ( دكتر ناصحي فر )

آمار و كاربرد ان در مديريت1و2 ( دكتر عادل آذر و مومني - انتشارات سمت )

تست:

تستهاي آمار و كاربرد ان در مديريت كارشناسي ارشد ( هادي رنجبران )

تستهاي آمار و كاربرد ان در مديريت كارشناسي ارشد ( انتشارات سنجش تكميلي )

تستهاي رياضي كارشناسي ارشد ( هادي رنجبران)

 

حسابداری صنعتی:

کتب:

حسابداري صنعتي 1و2 و3 (دكتر اعتمادي - انتشارات سنجش تكميلي )

تست:

مجموعه پرسشهای چهار گزینه ای حسابداری صنعتی 2002  CPA ترجمه و تالیف:علی مصدر انتشارات کیومرث

 

حسابداری مالی:

کتب:

حسابداری میانه 1و2 ترجمه دکتر نوروش غلامرضا کرمی انتشارات کتاب نو

حسابداری پیشرفته 1و 2 حسین همتی جلد اول و دوم انتشارات تیمور

تست:

آزمون ورودی کارشناسی ارشد مسائل حسابداری مالی و پاسخ های تشریحی دکتر نوروش-غنیمی فرد-شیرزادی موسسه انتشارات صابری

مجموعه پرسشهاي چهار گزينه اي استانداردهاي حسابداري (دكتر عثماني و جمشيد اسكندري )

 

زبان تخصصی:

تست:

مجموعه سئوالات زبان تخصصی حسابداری به انضمام سئوالات کنکور کارشناسی ارشد دکتر نوروش و شیرزادی - انتشارات علم و ادب

تستهاي كارشناسي ارشد زبان تخصصي حسابداري ( دكتر باقر زاده )

 

غیره:

مجموعه پرسشهاي چهار گزينه اي كارشناسي ارشد حسابداري ( پردازش )

مجموعه پرسشهاي چهار گزينه اي كارشناسي ارشد حسابداري ( دكتر نوروش)

 

انتشارات سنجش تکمیلی:

حسابداری مالی - دكتر محمد سهماني اصل با نظارت و همكاري دكتر ساسان مهراني

حسابداری صنعتی - دكتر حسين اعتمادي- سيدرضا سيدنژاد فهيم

حسابرسی - دكتر محمدعلي آقايي- سيدرضا سيدنژاد فهيم

 

منابع دروس اختصاصي دوره كارداني تربيت معلم رشته آموزش علوم تجربي  -انتشارات یزدان



 

جدول مشخصات منابع دروس اختصاصي دوره كارداني تربيت معلم رشته آموزش علوم تجربي 
ورودي سال تحصيلي 87-86

رديف

عنوان دروس

تعداد واحد

نوع واحد

ساعات تدريس

نوع منبع

عنوان منبع
نام مؤلف

ناشر
تاريخ نشر
 كد كتابها

1-

فيزيك  (پيش نيازدانشگاهي) :

2

نظري

32

اصلي :

فيزيك پايه،بلات،جلد اول

انتشارات فاطمي

فرعي : 
1-   دوره درسي فيزيك

انتشارات فاطمي

فرعي : 
2-   فيزيك هاليدي ، رزنيك ، جلد اول

مركز نشر دانشگاهي

فرعي : 

3- فيزيك دانشگاهي ، جلد اول ، قسمت اول ، ترجمه دكتر فضل اله فروتن

 


مركز نشر دانشگاهي

2 -

رياضي‌در فيزيك (پيش نياز دانشگاهي) :

2

نظري

32

 

 

 

3 -

علوم زمين(1):

3

نظري/
عملي

64

اصلي :

1- زمين شناسي فيزيكي 1و2 ،حسين معماريان - محمود صداقت

انتشارات دانشگاه پيام نور

اصلي :
2- مباني زمين شناسي ، ترجمه دكتر رسول اخروي
انتشارات مدرسه
فرعي : 

1- زمين شناسي عمومي ، دكتر احمد معتمد

انتشارات دانشگاه تهران

فرعي : 

2- لوحهاي فشرده و فيلمهاي آموزشي

--
فرعي : 

3-   علوم زمين و آزمايشگاه فني و حرفه اي ( رشته معدن ) كد 26/358

 

شركت چاپ ونشر كتابهاي درسي ايران

4 -



علوم زمين(2):


3




نظري/ عملي

64



اصلي:

1- زمين شناسي فيزيكي 1و2 ،حسين معماريان - محمود صداقت

انتشارات دانشگاه پيام نور

اصلي :

2- مباني زمين شناسي ، ترجمه دكتر رسول اخروي

انتشارات مدرسه

فرعي :

1 - زمين شناسي عمومي ، دكتر احمد معتمد

انتشارات دانشگاه تهران

فرعي :

2 - لوحهاي فشرده و فيلمهاي آموزشي

 

--

5 -

شيمي (1):

3

نظري/ عملي

64

اصلي:

1-  شيمي عمومي با نگرش كاربردي ، جلد 1 ،مريل

انتشارات فاطمي

اصلي:

2-   شيمي عمومي ، مورتيمر

مركز نشر دانشگاهي

فرعي :

1-   فعاليتهاي لذت بخش شيمي ، مترجم طاهره رستگار

انتشارات مدرسه
فرعي :
2-  شيمي معدني صنعتي جلد 1 ، زهرا محمدي وعبدالرضا شيخ مهدي مسگر

انتشارات آزاده : تهران-خ انقلاب- مقابل دانشگاه  -جنب بانک ملت- پلاک 1338- تلفن 6414510و6414374

فرعي :
3-  شيمي سال سوم نظام جديد (بخش آزمايشگاه)
شركت چاپ ونشر كتابهاي درسي ايران
فرعي :

4-  شيمي عمومي جلد 1 ، زيمدال ، ترجمه داريوش اسدي

انتشارات دانشگاه شيراز
فرعي :

5- تاريخ شيمي ، جان هودسون ،مترجم احمد خواجه نصير طوسي   

 

مركز نشر دانشگاهي

6 -

شيمي (2) :

  3

 

 

نظري/ عملي

64

اصلي:

1-  شيمي عمومي با نگرش كاربردي جلد 2و3 - مريل

انتشارات فاطمي

اصلي:

2-  شيمي عمومي ، مورتيمر

مركز نشر دانشگاهي
فرعي :

1-  شيمي سال سوم نظام جديد (بخش آزمايشگاه)

شركت چاپ ونشر كتابهاي درسي
فرعي :

2-   شيمي و اجتماع - مولف 
دكتر ملاردي

مبتكران : تهران خ انقلاب
خ فخر رازی-خ وحيدنظری
 پلاک 119  تلفن:
2- 6954390
انتشارات آزاده

فرعي :

3-  شيمي معدني صنعتي جلد 1و2- زهرا محمدي وعبدالرضا شيخ مهدي مسگر

انتشارات رسام : تهران-ميدان انقلاب مقابل دانشگاه تهران  
فرعي :
4-   شيمي صنايع معدني - تاليف دكتر كريمي ودكتر ملاردي

خ فخر رازی بعداز چهارراه روانمهر- کوچه ديده بان - پلاک 130 - تلفن 6415772

فرعي :
5-  شيمي عمومي - جلد 2 زيمدال ، ترجمه داريوش اسدي

انتشارات دانشگاه شيراز

فرعي :

6-   شيمي محيط زيست - ماناهان

 

انتشارات علمي دانشگاه آزاد اسلامي

7 -

فيزيك (1) (ارتعاش- موج - ترموديناميك ) :
 

3

نظري

48

اصلي :

فيزيك پايه بلات- جلد 2

انتشارات فاطمي

فرعي :

1-   دوره درسي فيزيك

انتشارات فاطمي

فرعي :
2- فيزيك دانشگاهي-جلد 1 قسمت دوم- ترجمه دكتر فضل اله فروتن

مركز نشر دانشگاهي

فرعي :

3- فيزيك هاليدي جلد 2

 

مركز نشر دانشگاهي

8 -

فيزيك (2) (الكتريسيته و مغناطيس ) :
 

3

نظري
 

48

اصلي :

فيزيك پايه بلات- جلد 3

انتشارات فاطمي

فرعي :
1- دوره درسي فيزيك

انتشارات فاطمي

فرعي :
2- فيزيك دانشگاهي-جلد 2 قسمت اول -ترجمه دكتر فضل اله فروتن

مركز نشر دانشگاهي

فرعي :

3- فيزيك هاليدي جلد 3

 

مركز نشر دانشگاهي

9 -

فيزيك (3) نور:

2

  نظري


 

32

اصلي :

فيزيك پايه بلات جلد 3و4

انتشارات فاطمي

فرعي :

1-   دوره درسي فيزيك

انتشارات فاطمي

فرعي :

2- فيزيك دانشگاهي-جلد2 قسمت دوم -ترجمه دكتر فضل اله فروتن

 

مركز نشر دانشگاهي 

10 -



كارگاه فيزيك ( ابزارشناسي -نجاري جوشگاري- ساختن وسايل ساده ) :

1

كارگاهي  

48

اصلي

فيزيك عملي

سازمان پژوهش - 4058

11 -


آزمايشگاه (1) (مكانيك وگرما) :

1

عملي

32

اصلي

  دستور كار آزمايشهاي فيزيك -دوره كارداني تربيت معلم - رشت علوم تجربي

سازمان پژوهش - 4060

12 -

آزمايشگاه (2) (الكترومغناطيس)

1

عملي

32

 

 

 

13 -

زيست شناسي 1 سلولي و مولكولي :


 

2



نظري/ عملي

 

48

اصلي :

1-   زيست شناسي سلولي و مولكولي- دكتر احمد مجد ودكتر سيد محمد علي شريعت زاده- جلد 1 و 2

انتشارات دانشگاه اراك

اصلي :

2-   بيو شيمي عمومي جلد 1و2 - دكتر پرويز شهبازي و دكتر ناصر ملك نيا

انتشارات دانشگاه تهران

فرعي :

1- دانش زيست شناسي جلد 1 پل وايس - ريچارد كوف - ترجمه حميده علمي غروي و حسين دانشفر1

انتشارات مدرسه

فرعي :

2- ياخته گياهي ( ساخت و كار ) -مولف گي ديسون -ترجمه دكتر احمد مجد

مركز نشر دانشگاهي

فرعي :

3-   مباني بيوشيمي - دكتر عذرا رباني جاوگاني

انتشارات دانشگاه پيام نور

فرعي :

4- آزمايشگاه زيست شناسي دوره كارداني تربيت معلم- محمد علي شميم وحسين دانشفر


شركت چاپ و نشر ايران- كد 4062

14 -

زيست شناسي 2 جانور شناسي :


4

نظري/ عملي



 

96

اصلي :

1- فيزيولوژي بدن انسان  

انتشارات مدرسه

اصلي :

2- زيست شناسي جانوري-دكتر امين ودكتر شكوهي

انتشارات امير كبير

اصلي :

3-   آزمايشگاه زيست شناسي دوره كارداني تربيت معلم- محمد علي شميم وحسين دانشفر

شركت جاپ و نشر ايران- كد 4062

فرعي :

1- دانش زيست شناسي جلد 2پل وايس -ريچارد كوف - ترجمه حميده علمي غروي و حسين دانشفر

انتشارات مدرسه

فرعي :

2 - جانور شناسي عمومي 4 جلد -دكترطلعت حبيبي

انتشارات دانشگاه تهران

فرعي :

3 - دستور كار آزمايشگاهي در تشريح وفيزيولوژي -دكتر پروين رستمي وپروانه نورجاه

دانشگاه تربيت معلم

فرعي :

4 - فيزيولوژي پزشكي -گانونگ - ترجمه دكتر شادان

 

انتشارات چهر

15 -

زيست شناسي 3 گياه شناسي :
 

2

نظري/
عملي

48

اصلي :

1- گياه شناسي عمومي جلد 1و2 - دكتر احمد قهرمان

انتشارات جهاد دانشگاهي

اصلي :

2- فيزيولوژي گياهي جلد 1و2 -تايز وزايگر - ترجمه دكتر محمد كافي و ……

انتشارات جهاد دانشگاهي مشهد

فرعي :

1-  دانش زيست شناسي جلد 3 -پل وايس - ريچارد كوف- ترجمه حميده علمي غروي و حسين دانشفر

انتشارات مدرسه
فرعي :

2- زيست شناسي گياهي ، مترجمان مهرداد شفيعي ثابت ، احمد رضا خسروي

انتشارات مدرسه

فرعي :

3- فيزيولوژي گياهي جلد 1و2و3 ، دكتر حسن ابراهيم زاده

انتشارات دانشگاه تهران

فرعي :

4- گياه شناسي — دكتر ملك زاده ودكتر مقدم


انتشارات دانشگاه تهران

16 -

زيست شناسي 4 وراثت وبوم شناسي :
 

2

نظري

32

اصلي:

1 - مباني ژنتيك دكترعلي سيدنا

دانشگاه پيام نور

اصلي :
2 - اكولوژي عمومي ، دكتر نيشابوري
دانشگاه پيام نور
فرعي : 

1 - دانش زيست شناسي جلد 3- پل وايس -ريچارد كوف- ترجمه حميده علمي غروي و حسين دانشفر

انتشارات مدرسه
فرعي : 

2 - ژنتيك ( تئوري و مسائل )-ستانسفيلد -رجمه دكتر صبور و حميده غروي

انتشارات فاطمي
فرعي : 

3 - مباني ژنتيك ، دكتر كاظم پريور و رضا پيله چيان لنگرودي

 

شركت سهامي انتشار : تهران- جمهوری اسلامی-بش ملت- پلاک 110 -تلفن 3114044

17 -

آموزش علوم دوره راهنمايي:

4

نظري/ عملي

96

اصلي :

1- روشهاي نوين در آموزش علوم - كارين وسايد

انتشارات آستان قدس رضوي

اصلي :

2- گامي فراتر در آموزش علوم ، محمد علي شميم و پرويز امين پور

انتشارات اسراردانش : تهران-خ انقلاب - خ فروردين- ساختمان ناشران  شماره 16- تلفن 6964236

فرعي : 

1-  آموزش علوم در مدارس راهنمايي - ترجمه بهمن سقط چيان

مركز نشر دانشگاهي
فرعي : 

2-   روشها وفنون در آموزش علوم -ترجمه خانم 
 اسفندياري و آقايان دانشفر - خلخالي وهاشمي

دفتر انتشارات كمك آموزشي
فرعي : 

3-   آموزش علوم در مدارس ابتدائي جلد 1 و2 — ادوارد ويكتور

انتشارات آستان قدس رضوي
فرعي : 

4-  نگرشي نو در آموزش علوم - تاليف وين هارلن -ترجمه شاهده سعيدي

 

انتشارات مدرسه

18 -

بررسي كتب علوم تجربي دوره راهنمائي:

2

عملي

64

اصلي:

1- كتابهاي علوم دوره راهنمايي

سازمان پژوهش

2- راهنماي معلم سال اول و دوم دوره راهنمايي تحصيلي

 

سازمان پژوهش

19-

زبان تخصصي :

2

نظري

32

اصلي :
 

زبان نيمه تخصصي در علوم پايه

-

فرعي :
Reading and Thinking in English ( concepts in us functions , discovering , discourse) Oxford University press 1991
انتشارات سمت



قابل ذكر است منابعي كه به صورت فرعي معرفي  شده اند فقط جهت مطالعه و استفاده اساتيد محترم معرفي شده اند

مقز انشتین

گروه شیمی یزدان و سعید و ساسان - خواص مواد وبیوندها

 

چه چيزي خواص مواد را مشخص مي‌‌كند؟

مقدمه

شايد تا بحال از خود پرسيده باشيد كه چرا مواد مختلف با هم متفاوتند؟ چرا برخي از آن‌ها محكم تر از سايرين هستند؟ چرا برخي از مواد رسانا و برخي نارسانا؟ چرا نور مي‌تواند از بعضي از مواد عبور ‌كند و از بعضي ديگر نه؟

سئوالاتي از اين دست ذهن را متوجه تفاوت‌‌هاي مواد از نظر خواص مي‌‌كند و ما را در رابطه با علت اين تفاوت‌‌ها، به تفكر بيشتر وادار مي‌‌كند. با اطلاعاتي كه ما از ساختمان عناصر و تفاوت‌‌هاي موجود در عناصر داريم شايد گمان كنيم كه تفاوت‌‌‌‌هاي موجود در مواد مختلف حاصل تفاوت‌‌هاي عناصر تشكيل دهنده آنها است. با اين تفكر مواد تنها متاثر از تنوع عناصر تشكيل دهنده خود خواهند بود و تمامي ويژگي‌‌هاي رفتاري مواد با شناخت عناصر تشكيل دهنده آنها روشن خواهد شد. بر اين اساس مشخص شدن عناصر تشكيل دهنده يعني تعيين تركيب شيميايي همه اسرار مربوط به خصوصيات مواد را آشكار مي‌‌كند. براستي با دانستن تركيب شيميايي، خواص مواد معلوم خواهد شد؟

با كمي دقت و توجه به تركيبات شيميايي مواد پيرامون خويش در مي‌‌يابيم كه بسياري از آنها با وجود اين كه در رفتار و خواص با يكديگر بسيار متفاوتند، داراي عناصر تشكيل دهنده و تركيب شيميايي يكسان مي‌باشند و برخي ديگراز مواد با داشتن عناصر تشكيل دهنده و تركيب شيميايي متفاوت با يكديگر، داراي خواص و رفتار مشابهي هستند. پس چه چيزي بجز تركيب شيميايي موجب تفاوت در رفتار مواد مي‌‌شود؟

براي جواب اين سئوال لازم است كه بيشتر با ساختار و ويژگي‌هاي مواد آشنا شويم.

ساختار مواد چيست؟

ساختار مواد ارتباط بين اتم‌‌ها، يون‌‌ها و مولكول‌‌هاي تشكيل دهنده آن مواد را مشخص مي‌‌كند. براي شناخت ساختار مواد ابتدا بايد به نوع اتصالات بين اتم‌‌ها و يون‌‌ها پي برد. به طور حتم با پيوندهاي شيميايي آشنايي داريد. پيوندهاي شيميايي نحوه اتصال ميان اتم‌‌ها و يون‌‌ها را مشخص مي‌‌كنند. بنابراين تفاوت پيوندهاي شيميايي مختلف را در ويژگي‌هاي اين پيوندها مي‌‌توان مشاهده كرد. به عنوان مثال در نمك طعام به دليل وجود پيوند يوني كه منجر به محصور شدن الكترون‌‌ها مي‌‌شود، خاصيت "رسانايي" مشاهده نمي‌شود زيرا الكترون‌‌ها كه حامل و انتقال دهنده‌ي بار الكتريكي هستند، به دليل محصور شدن امكان حركت ندارند و چيزي براي انتقال بار الكتريكي در ميان ماده وجود نخواهد داشت. در مقابل در فلزات، مانند مس، به دليل وجود پيوند فلزي كه موجب آزادي الكترون‌‌ها مي‌‌شود و امكان تحرك الكترون‌‌ها را فراهم مي‌‌نمايد، مي‌‌توانيم خاصيت رسانايي را انتظار داشته باشيم. زيرا الكترون‌‌هاي آزاد، امكان انتقال بار الكتريكي را در طول ماده فراهم مي‌آورند. همانطور كه ذكر شد اطلاع از نوع پيوندهاي اتمي مي‌‌تواند به شناخت ما از رفتار و خواص مواد كمك كند. اما آيا تنها با دانستن نوع پيوندها تمامي خواص و رفتار يك ماده را مي‌‌توان پيش‌‌بيني كرد؟

براي روشن شدن مطلب مثال معروفي را ارائه مي‌‌كنيم. همانطور كه مي‌‌دانيد گرافيت و الماس هر دو از اتم‌‌هاي كربن تشكيل شده‌‌اند و هر دو "ريخت‌‌هاي" مختلفي از عنصر كربن هستند. اما چرا خواص گرافيت و الماس تا اين حد با يكديگر متفاوت است؟ الماس به عنوان سخت‌‌ترين ماده طبيعي معرفي مي‌‌گردد و گرافيت به دليل نرمي بسيار، به عنوان ماده "روانساز" به كار گرفته مي‌‌شود! تفاوت رفتار و خواص گرافيت و الماس را به نوع اتصال و پيوند شيميايي اتم‌‌هاي كربن نمي‌‌توان نسبت داد زيرا در هر دو شكل اين ماده - كه تنها داراي اتم‌‌هاي كربن است - يك نوع پيوند شيميايي وجود دارد. بلكه علت در "چگونگي اتصالات و پيوندهاي شيميايي" اين دو شكل كربن است. در گرافيت اتم‌‌هاي كربن شش ضلعي‌‌هاي پيوسته‌‌اي شبيه به يك لانه زنبور تشكيل مي‌‌دهند كه در يك سطح گسترده شده است. لايه‌‌هاي شش ضلعي ساخته شده با قرار گرفتن روي هم، حجمي را تشكيل مي‌‌دهند كه به آن گرافيت مي‌‌گوييم. واضح است كه در ساختار گرافيت دو نوع اتصال وجود خواهد داشت: يك نوع اتصال، اتصالي است كه بين اتم‌‌هاي كربن هر لايه لانه زنبوري وجود دارد و جنس آن از نوع پيوند كوالانسي است. نوع دوم اتصالي است كه لايه‌‌هاي لانه زنبوري را به يكديگر وصل مي‌كند. بديهي است كه اين نوع از جنس اتصالات اوليه يعني پيوندهاي اتمي نيست. بنابراين پيوند به هم پيوستگي دوم - كه قدرت به هم پيوستگي لايه‌‌ها را مشخص مي‌‌كند - ضعيف‌‌تر از اتصال اوليه كه يك پيوند كوالانسي است، خواهد بود. پس مي‌توان انتظار داشت كه گرافيت، در جهت صفهات لانه‌زنبوري به دليل داشتن پيوند قوي كووالانسي استحكام بالايي داشته باشد؛ بالعكس، اين ساختار در جهت عمود بر صفحات لانه زنبوري به علت وجود پيوند ضعيف ثانويه بين لايه‌ها، به مراتب كمتر از استحكام درون آنها، داراي مقاومت است. از طرفي به دليل پيوندهاي ضعيف بين لايه‌‌اي انتظار مي‌‌رود كه با اعمال نيرويي بيشتر، لايه‌‌هاي لانه زنبوري بتوانند بر روي يكديگر بلغزند.



شكل 1- ساختار گرافيت


<در مقابل ساختار لايه‌اي گرافيت، الماس داراي يك ساختار شبكه‌اي است. در گرافيت پيوندهاي اوليه يعني پيوندهاي اتمي تنها در يك سطح (در يك وجه) برقرار مي‌‌شود در حالي كه در ساختار الماس اين پيوندها به صورت شبكه‌‌اي سه بعدي فضا را پر مي‌‌كنند. در ساختار گرافيت هر اتم كربن با سه اتم كربن ديگر اتصال اتمي از جنس كوالانسي ايجاد مي‌‌كند، در حالي كه در ساختار الماس هر اتم كربن با چهار اتم كربن ديگر پيوند اتمي و از جنس كوالانسي برقرار مي‌نمايد.



شكل 2- ساختار الماس


با توضيحاتي كه راجع به تفاوت‌‌هاي ساختاري گرافيت و الماس داده شد مشخص مي‌‌گردد كه دليل نرمي گرافيت و سختي الماس در چيست. همانطور كه ديديد ساختار با مشخص كردن نوع، تعداد و چگونگي پيوندهاي تشكيل دهنده مواد، تاثير به سزايي در خواص مواد دارد. بنابراين از طريق مطالعه در ساختار مواد، بسياري از رفتارها و خواص آنها را مي‌‌توان پيش‌‌بيني كرد. همچنين براي دستيابي به برخي از خواص مي‌‌توان ساختار متناسب با آنها را طراحي نمود.

ريزساختار چيست؟

با شناختي كه نسبت به ساختار مواد پيدا كرده‌ايد، ممكن است گمان كنيد موادي كه ما به صورت توده‌اي در اطراف خود مي‌بينيم از گسترده‌تر شدن نظم ساختاري اوليه به وجود آمده‌اند. به عبارت ديگر ممكن است تصور شود كه مواد توده‌اي، شكل گسترش يافته ساختار اوليه است و بنابراين تمامي خواص و رفتار ساختار اوليه را دارا خواهد بود. اين تصور با مشاهدات رفتاري مواد متفاوت است. به عنوان مثال در ساختار گرافيت ما انتظار داريم كه استحكام در راستاهاي مختلف متفاوت باشد زيرا ساختار اوليه در جهت صفحات لانه زنبوري داراي استحكام بالا و در جهت عمود بر صفحات داراي استحكام كمي است. بنابراين گرافيت فقط در برخي جهات خاص مي‌بايست "قابليت حركت لايه‌ها بر روي يكديگر" را داشته باشد. مي‌دانيم كه از گرافيت به عنوان ماده اصلي مغز مداد استفاده مي‌شود و اثري كه از مداد بر روي كاغذ باقي مي‌ماند در حقيقت لايه‌‌هاي نازك گرافيت است كه با مالش نوك مداد بر روي كاغذ، از سطح آن كنده شده و بر روي كاغذ مي‌چسبد و همانطور كه پيش‌تر اشاره شد لايه‌هاي گرافيت به دليل پيوند ضعيف ثانويه امكان لغزش و حتي جدا شدن از يكديگر را دارند. حالا سئوال اينجاست كه اگر توده گرافيت گسترش همان ساختار اوليه گرافيت باشد، بايد مداد تنها در يك جهت خاص قابليت نوشتن داشته باشد زيرا ساختار گرافيت تنها لغزيدن لايه‌ها بر روي هم و كنده شدن آنها از توده و چسبيدن‌شان به سطح كاغذ را در جهت خاصي ميسر مي‌سازد و در غير از آن جهات خاص به دليل وجود پيوندهاي قوي درون لايه‌ها، امكان كنده شدن وجود نخواهد داشت. اين تعبير به آن معناست كه مداد تنها در برخي جهات خاص مي‌نويسد و در ديگر جهات مداد نخواهد نوشت و اين تصور با تجربه هر روزه ما از بكارگيري مداد متفاوت و متناقض است زيرا به تجربه دريافته‌ايم كه مداد در تمامي جهات مي‌نويسد. ما مداد را در هر زاويه و هر جهتي نسبت به كاغذ حركت دهيم مداد خواهد نوشت. پس دليل اين تناقض چيست؟ آيا ساختار گرافيت آنگونه كه گمان مي‌كنيم نيست؟ و يا اينكه توده گرافيت چيزي غير از گسترش يكنواخت و هماهنگ ساختار گرافيت است؟



شكل 3- طرحي ساده از ريزساختار ايده‌آل گرافيت


براي درك درست از رفتار توده‌اي مواد لازم است كه با ريزساختار آنها آشنا بشويم. با بررسي ميكروسكوپي گرافيت درمي‌يابيم‌ كه توده گرافيت يكپارچه نيست بلكه اين توده متشكل از دانه‌هاي بسياري است كه هر يك به صورت مستقل و جدا از يكديگر در درون خود داراي ساختار گرافيت هستند. به عبارت ديگر توده گرافيت را مي‌توان اجتماع بي‌نظمي از بخش‌هايي كه هر يك داراي ساختار گرافيت هستند، دانست.



شكل 4- طرحي ساده از ريزساختار واقعي گرافيت


تفاوت اين نوع ريزساختار از نوعي كه پيش‌تر تصور مي‌كرديم، يعني يك توده گسترده از ساختار گرافيت، در دامنه نظم آنهاست. در تصور اول ما توده گرافيت را يك ساختار يكپارچه و منظم از ساختار گرافيت كه در تمام توده گسترش يافته مي‌دانستيم در اين حالت نظم حاكم بر ساختار، يك نظم با دامنه بلند كه تمام توده را مي‌پوشاند در نظر گرفته مي‌شود اما در عمل نظم ساختار گرافيت به صورت محلي و با دامنه‌هاي كوتاه مشاهده مي‌شود. اين بي‌نظمي در قرار گرفتن توده‌هاي داراي ساختار گرافيت باعث مي‌شود. تنوع و گوناگوني فراواني در بخش‌هاي گرافيت كه هر يك زاويه و جهت خاصي دارند، وجود داشته باشد. بنابراين هميشه بخش‌هايي كه زاويه و جهت مناسب براي حركت و كنده شدن لايه‌ها را دارند، وجود خواهد داشت و ما بدون نگراني از جهت و زاويه قرار گرفتن مداد مي‌توانيم از نوشتن آن مطمئن شويم.

نتيجه‌گيري

عوامل تاثيرگذار در خواص توده‌اي مواد را به صورت اجمالي و ساده شناختيم. اين عوامل عبارت بودند از عناصر تشكيل دهنده مواد، ساختار مواد و ريزساختار مواد. به صورتي ساده مي‌توانيم خواص توده‌اي مواد را مشابه با خصوصيات يك شهر بدانيم. عناصر تشكيل دهنده مواد به صورت مصالح بكار گرفته شده در ساختمان‌هاي شهر، ساختار مواد كه چگونگي قرارگرفتن عناصر در كنار يكديگر و اتصالات ميان آنها را مشخص مي‌كند به صورت ساختمان‌هاي شهر و ريزساختار كه چگونگي كنار هم قرار گرفتن ساختار ميكروسكوپي را معين مي‌كند، به صورت الگوهاي شهرسازي در نظر گرفته مي‌شود. با اين تشبيه خصوصيات يك شهر نه تنها به مصالح(تركيب شيميايي بكار رفته در آن) بلكه به معماري ساختمان‌ها(ساختار) و نحوه شهرسازي(ريزساختار) نيز بشدت وابسته خواهد بود.

ژنتیک

ژنتیک

  تاریخچه: 

ژاک شولتزامریکایی متخصص ژنتیک،تاریخچه این علم را از آغاز سال 1900 تاکنون به نمایشی شامل سه پرده تشبیه کرده است.اولین پرده با کشف گنجینه پنهان یاد داشت های مندل که 35سال درآرشیوها بدون استفاده مانده بود آغاز می شود.دومین پرده همان وراثت کلاسیک است که اصول ومبانی مربوط به تئوری ژن درآن مورد بحث قرار می گیرد. سومین پرده با کشف نهایی پایه شیمیایی و زبان وراثت (DNA محل نگه داری وذخیره اطلاعات بیولوژیکی)شروع می شود.تا قبل از سال 1900،اطلاعات جمع آوری شده در مورد وراثت،علیرغم حجم زیاد آنها،سازمان یافته ومنظم نبود. به عنوان مثال،در سال 1745  Maupertuis وراثت شش انگشتی را تشریح نمود. کور رنگی توسطPriestiy  و Lort در سال 1777بیان شد.در سال1793 توارث هموفیلی توسطChemnitگزارش گردید. همچنین تا قبل از سال 1865به دفعات پدیده غالبیت و نهفته بودن صفات توصیف شده بود. قبل از ارائه نتایج مندل،در سال های1854،1861و1881به ترتیب توسط دانشمندانی نظیر Minart,Darwin,Lagard(مینارت) اطلاعاتی راجع به توارث صفات وابسته به جنس ارائه شد.سال ها قبل از شروع دوره ی ژنتیک کلاسیک، موضوع تغییرات ناگهانی در گیاهان زراعی توسط دانشمندان شناخته شده بود. در سال 1866،گرگورمندل نتیجه ی بررسی های خود را به انجمن علوم طبیعی برون درچکسلواکی ارائه کرد و مقاله ی وی در مجله ی انجمن دانشمندان علوم به چاپ رسید. در سال 1900نتایج مطالعات مندل که حدود 34سال در آرشیوها بدون استفاده مانده بود،توسط سه گیاه شناس به نام هایVries ،CornusوChermak به طور جداگانه مجددا کشف ومورد بررسی قرار گرفت. آنها در آزمایش های خود که روی ذرت ،لوبیا،نخود ونخود فرنگی انجام دادند به همان اصول مندل رسیدند.سال 1900 سال ظهور ژنتیک به عنوان یک رشته ی علمی است.در این سال Batesonعلم وراثت را ژنتیک نام گذاری کرد.در سال1902در مقاله ی کروموزوم ها در وراثت Sutton تاکید کرد که گروه کروموزومی دیپلوئید شامل دو دسته مشابه از نظر مورفولوژیکی هستند که در طی میوزهر گامت یکی از کروموزوم هارا دریافت می کند.در سال1902 فرضیه ارتباط جنس با بعضی از کروموزوم های خاص مطرح ودر 1905مورد تایید قرار گرفت.بعدا دلایل تجربی آن توسطBoveri,و Baltzerو دیگران ارائه گردید. کمی بعد مورگان و همکارانش Bridge وSturtevent وجود واحد های ارثی را در نقاط معینی از کروموزوم ها مشخص کردندد و بالاخره باتسون با مطالعاتش در  LinkageوCrossing over پایه های این علم را محکم نمود. در سال   1909دکترShullوEastپدیده هتروزیس را در موجودات بالاخص ذرت کشف نمودند. در سال 1927 MollerوStadler نشان دادند که بر اثر تابش اشعه ناشناخته،نسبت بروز موتاسیون ها در موجودات چندین برابرافزایش می یابد.در سال1930 سه محقق به نام های BeadleوEphrussiوTatumمقدمات درک ماهیت شیمیایی ژن ها را فراهم نمودند.در سال های42-1941بدنبال تجارب قبلی،Gasper وBrochetنشان دادند که دی ان آ ماده سازنده کروموزوم و قسمتی از ساختمان آن بوده که درساخته شدن پروتئین نقش دارد. بالاخره در سال 1942  Avery وهمکاران وی در امریکا ثابت کردند که عامل مادی انتقال صفات وراثتی مولکول های دی ان آ می باشد.مطالعات بعدی روی ویروس ها و باکتریوفاژها توسط HersheyوChase همین مطلب را اثبات نمودند. آنها اعلام کردند ماده ی ژنتیکی و ویروسهای آلوده کننده باکتری همان دی ان آ است. در سال1946  لدبرگ و تاتوم به مسئله الحاق(Conjugation)و نوترکیبی در باکتریها پی بردند.در سال1950 مک کلینتوک ایده ی عناصر ژنتیکی متحرکTransposableپیشنهاد داد.در سال 1953 وضعیت ساختمانی مولکول دی ان آ توسط واتسون(Watson) وکریک(Crick)روشن شدودر سال 1957Kornberg  امکان ساختن دی ان آ در شرایط آزمایشگاهی با روش های آنزیمی کشف نمود و به دریافت جایزه ی نوبل نایل آمد.در سال1955 نقشه ی ساختمانی میکروسکپی یکی از مقرهای ژنی T4 توسط Bemzerمعرفی شد.در سال 1956،تاجیو و لوان به عدد کروموزومی سلول های آدمی که 46تا بود پی بردند. در سال 1957 فرانکل ،کنرات و سینگر نشان دادند که ماده ی ژنتیکی ویروس موزائیک توتون از جنس آران آ است. در سال 1958 Meselson وStahl نشان دادند که طبیعت همانند سازی دی ان آ بصورت نیمه حفاظتی شده (semi conservatire)می باشد.در همین سال آنزیم دی ان آ پلی مراز توسط Kornborrg ازباکتری اشرشیاکلی(E-coli)جدا گردید.در سال 1959 میلادی نخستین مورد از ناهنجاری های کروموزومی شناسایی گردید و به این ترتیب شاخه ی جدیدی در طب به نام بیماری های کروموزومی ایجاد شد. در سال 1961 نخستین کشف در مورد وجود خاصیت سه حرفی برای کد ژنتیک یا رمز ژن ها توسط Nirenberg وMathaeiصورت گرفت و در سال 1967 قوانین تعبیروتفسیرآن کاملا کشف شد.در فواصل سال های 69-1960،توارث سلولی یا سیتوژنتیک به ویژه در ارتباط با ناهنجاری های کروموزومی به طور گسترده مورد مطالعه قرار گرفت. در سال 1959 اولین آنزیم آران آ پلی مراز توسط Ochoa کشف شد. در سال 1961  Jacob و Monad چگونگی تنظیم ژنی رااز طریق فرضیه Operan مطرح نمودند. در سال 1927 Mullerاعلام نمود که اشعه X می تواند درالقاموتاسیون مورد استفاده قرار می گیرد. در سال 1940چگونگی نوترکیبی (inteagenic ) بیان شد. درسال 1964هم راستایی یا اسید های آمینه ورمزهای ژنتیک (colinearity) توسط یانوفسکی بیان شد. در سال 1966 khoramaو َMatthaeiوNirenbergو  Ochoaرمزکدهای ژنتیکی را باز نمودند.جدا سازی اولین آنزیم اندونوکلئازتوسط Nathans و Smith در سال 1970به انجام رسید.در سال 1972 اولین مولکول نوترکیب دی ان آ توسط Bergتولید شد.در سال1976 ارتباط بین پروتوانکوژن ها و انکوژن ها توسط Bishopو Varmus تعیین گردید.در سال1977وجود قطعات اینترون در ژنهای یوکاریت ها تعیین گردید.در همین سال امکان تعیین ردیف های بازی دی ان آ با روش جدیدی توسط Maxam Gilbertو Sanger مشخص گردید.در سال 1982 گزارشی از ترتیب روش های بازی فاژلمبدا منتشر شدو 1985تکنیکPCR(واکنش زنجیره ای پلی مراز )برای تکثیر دی ان آ معرفی

ژنتیک

  تاریخچه: 

ژاک شولتزامریکایی متخصص ژنتیک،تاریخچه این علم را از آغاز سال 1900 تاکنون به نمایشی شامل سه پرده تشبیه کرده است.اولین پرده با کشف گنجینه پنهان یاد داشت های مندل که 35سال درآرشیوها بدون استفاده مانده بود آغاز می شود.دومین پرده همان وراثت کلاسیک است که اصول ومبانی مربوط به تئوری ژن درآن مورد بحث قرار می گیرد. سومین پرده با کشف نهایی پایه شیمیایی و زبان وراثت (DNA محل نگه داری وذخیره اطلاعات بیولوژیکی)شروع می شود.تا قبل از سال 1900،اطلاعات جمع آوری شده در مورد وراثت،علیرغم حجم زیاد آنها،سازمان یافته ومنظم نبود. به عنوان مثال،در سال 1745  Maupertuis وراثت شش انگشتی را تشریح نمود. کور رنگی توسطPriestiy  و Lort در سال 1777بیان شد.در سال1793 توارث هموفیلی توسطChemnitگزارش گردید. همچنین تا قبل از سال 1865به دفعات پدیده غالبیت و نهفته بودن صفات توصیف شده بود. قبل از ارائه نتایج مندل،در سال های1854،1861و1881به ترتیب توسط دانشمندانی نظیر Minart,Darwin,Lagard(مینارت) اطلاعاتی راجع به توارث صفات وابسته به جنس ارائه شد.سال ها قبل از شروع دوره ی ژنتیک کلاسیک، موضوع تغییرات ناگهانی در گیاهان زراعی توسط دانشمندان شناخته شده بود. در سال 1866،گرگورمندل نتیجه ی بررسی های خود را به انجمن علوم طبیعی برون درچکسلواکی ارائه کرد و مقاله ی وی در مجله ی انجمن دانشمندان علوم به چاپ رسید. در سال 1900نتایج مطالعات مندل که حدود 34سال در آرشیوها بدون استفاده مانده بود،توسط سه گیاه شناس به نام هایVries ،CornusوChermak به طور جداگانه مجددا کشف ومورد بررسی قرار گرفت. آنها در آزمایش های خود که روی ذرت ،لوبیا،نخود ونخود فرنگی انجام دادند به همان اصول مندل رسیدند.سال 1900 سال ظهور ژنتیک به عنوان یک رشته ی علمی است.در این سال Batesonعلم وراثت را ژنتیک نام گذاری کرد.در سال1902در مقاله ی کروموزوم ها در وراثت Sutton تاکید کرد که گروه کروموزومی دیپلوئید شامل دو دسته مشابه از نظر مورفولوژیکی هستند که در طی میوزهر گامت یکی از کروموزوم هارا دریافت می کند.در سال1902 فرضیه ارتباط جنس با بعضی از کروموزوم های خاص مطرح ودر 1905مورد تایید قرار گرفت.بعدا دلایل تجربی آن توسطBoveri,و Baltzerو دیگران ارائه گردید. کمی بعد مورگان و همکارانش Bridge وSturtevent وجود واحد های ارثی را در نقاط معینی از کروموزوم ها مشخص کردندد و بالاخره باتسون با مطالعاتش در  LinkageوCrossing over پایه های این علم را محکم نمود. در سال   1909دکترShullوEastپدیده هتروزیس را در موجودات بالاخص ذرت کشف نمودند. در سال 1927 MollerوStadler نشان دادند که بر اثر تابش اشعه ناشناخته،نسبت بروز موتاسیون ها در موجودات چندین برابرافزایش می یابد.در سال1930 سه محقق به نام های BeadleوEphrussiوTatumمقدمات درک ماهیت شیمیایی ژن ها را فراهم نمودند.در سال های42-1941بدنبال تجارب قبلی،Gasper وBrochetنشان دادند که دی ان آ ماده سازنده کروموزوم و قسمتی از ساختمان آن بوده که درساخته شدن پروتئین نقش دارد. بالاخره در سال 1942  Avery وهمکاران وی در امریکا ثابت کردند که عامل مادی انتقال صفات وراثتی مولکول های دی ان آ می باشد.مطالعات بعدی روی ویروس ها و باکتریوفاژها توسط HersheyوChase همین مطلب را اثبات نمودند. آنها اعلام کردند ماده ی ژنتیکی و ویروسهای آلوده کننده باکتری همان دی ان آ است. در سال1946  لدبرگ و تاتوم به مسئله الحاق(Conjugation)و نوترکیبی در باکتریها پی بردند.در سال1950 مک کلینتوک ایده ی عناصر ژنتیکی متحرکTransposableپیشنهاد داد.در سال 1953 وضعیت ساختمانی مولکول دی ان آ توسط واتسون(Watson) وکریک(Crick)روشن شدودر سال 1957Kornberg  امکان ساختن دی ان آ در شرایط آزمایشگاهی با روش های آنزیمی کشف نمود و به دریافت جایزه ی نوبل نایل آمد.در سال1955 نقشه ی ساختمانی میکروسکپی یکی از مقرهای ژنی T4 توسط Bemzerمعرفی شد.در سال 1956،تاجیو و لوان به عدد کروموزومی سلول های آدمی که 46تا بود پی بردند. در سال 1957 فرانکل ،کنرات و سینگر نشان دادند که ماده ی ژنتیکی ویروس موزائیک توتون از جنس آران آ است. در سال 1958 Meselson وStahl نشان دادند که طبیعت همانند سازی دی ان آ بصورت نیمه حفاظتی شده (semi conservatire)می باشد.در همین سال آنزیم دی ان آ پلی مراز توسط Kornborrg ازباکتری اشرشیاکلی(E-coli)جدا گردید.در سال 1959 میلادی نخستین مورد از ناهنجاری های کروموزومی شناسایی گردید و به این ترتیب شاخه ی جدیدی در طب به نام بیماری های کروموزومی ایجاد شد. در سال 1961 نخستین کشف در مورد وجود خاصیت سه حرفی برای کد ژنتیک یا رمز ژن ها توسط Nirenberg وMathaeiصورت گرفت و در سال 1967 قوانین تعبیروتفسیرآن کاملا کشف شد.در فواصل سال های 69-1960،توارث سلولی یا سیتوژنتیک به ویژه در ارتباط با ناهنجاری های کروموزومی به طور گسترده مورد مطالعه قرار گرفت. در سال 1959 اولین آنزیم آران آ پلی مراز توسط Ochoa کشف شد. در سال 1961  Jacob و Monad چگونگی تنظیم ژنی رااز طریق فرضیه Operan مطرح نمودند. در سال 1927 Mullerاعلام نمود که اشعه X می تواند درالقاموتاسیون مورد استفاده قرار می گیرد. در سال 1940چگونگی نوترکیبی (inteagenic ) بیان شد. درسال 1964هم راستایی یا اسید های آمینه ورمزهای ژنتیک (colinearity) توسط یانوفسکی بیان شد. در سال 1966 khoramaو َMatthaeiوNirenbergو  Ochoaرمزکدهای ژنتیکی را باز نمودند.جدا سازی اولین آنزیم اندونوکلئازتوسط Nathans و Smith در سال 1970به انجام رسید.در سال 1972 اولین مولکول نوترکیب دی ان آ توسط Bergتولید شد.در سال1976 ارتباط بین پروتوانکوژن ها و انکوژن ها توسط Bishopو Varmus تعیین گردید.در سال1977وجود قطعات اینترون در ژنهای یوکاریت ها تعیین گردید.در همین سال امکان تعیین ردیف های بازی دی ان آ با روش جدیدی توسط Maxam Gilbertو Sanger مشخص گردید.در سال 1982 گزارشی از ترتیب روش های بازی فاژلمبدا منتشر شدو 1985تکنیکPCR(واکنش زنجیره ای پلی مراز )برای تکثیر دی ان آ معرفی گردید.در سال1988پروژه ی تعیین ژنوم انسانی وارد دستور کار محققین گردید. در سال 1989 ژنهای فیبروزیزکلن گردید. در سال 1990 اولین تلاش جهت مداوا نمودن بیماران توسط  ژن تراپی توسطAnderson  صورت گرفت.در سال 1993 نقشه ی پیوستگی ژنهای موش با دقت بالا به انجام رسید. در سال 1994 یکی از اهداف پروژه ی ژنوم انسانی بدست آمد.   

گردید.در سال1988پروژه ی تعیین ژنوم انسانی وارد دستور کار محققین گردید. در سال 1989 ژنهای فیبروزیزکلن گردید. در سال 1990 اولین تلاش جهت مداوا نمودن بیماران توسط  ژن تراپی توسطAnderson  صورت گرفت.در سال 1993 نقشه ی پیوستگی ژنهای موش با دقت بالا به انجام رسید. در سال 1994 یکی از اهداف پروژه ی ژنوم انسانی بدست آمد.   

لقاح مصنوعی

ناباروری به کمک لقاح مصنوعی (1)

درمان ناباروری به کمک لقاح مصنوعی (1)

یکی از راه های غلبه بر مشکل ناباروری لقاح مصنوعی و در لوله ازمایش یاIVF (in vitro fertilization) است . اساس این روش انجام عمل لقاح به صورت مصنوعی در شرایط ازمایشگاهی است. به طور خلاصه در این روش ،"تخمک اماده باروری" را به کمک روش های جراحی از بدن زن گرفته و" اسپرم های دارای قدرت باروری" را از مرد گرفته و در شرایط کنترل شده در لوله ازمایش قرار می دهند. و تخمک بارور شده یا zygote را به دست می اورند. در مرحله بعد به منظور انجام تقسیمات سلولی در این تخم ان را در محیط گشت مناسب قرار میدهند. بعد از ان جنین یا embryo را به بدن مادر منتقل می کنند.تفاوت در انواع روش های IVF به دلیل تفاوت در نحوه انجام هر یک از مراحل بالاست.

تاریخچه:

عمل IVF برای اولین بار در دنیا در سال 1978 در انگلستان و به وسیله یک جنین شناس به نام دکتر ادواردز(Dr. Edwards) و یک متخصص زنان به نام دکتر استپتو (Dr. Steptoe) با موفقیت انجام شد. و بعد از ان به سرعت در سرتاسر جهان جایگاه خود را پیدا کرد. به طوری که تا امروز حدود 20 هزار کودک به این روش در دنیا متولد شده اند. از دیگر موفقیت های به دست امده در این روش افزایش شانس بارداری های متوالی و چندباره است . میزان موفقیت در این روش به عوامل مختلفی وابسته است از جمله سن زوجین و نیز درجه سلامت تولید مثلی در انها. با این وجود شانس موفقیت از بیماری به بیمار دیگر متفاوت است و به منظور تخمین این شانس لازم است فاکتور های تاثیرگذار بر آن به صورت جامع درهمه کسانی که تحت این عمل قرار گرفته اند بررسی شود.
برخی از دلایل ناباروری که باعث می شود این روش در دستور کار قرار بگیرد عبارتند از :
 وجود مشکل در لوله رحم زن: به این معنی که لوله فالوپ مسدود باشد و یا آسیب دیده باشد. این امر باعث می شود که اسپرم در رسیدن به تخمک دچار مشکل شود و یا تخمک بارور شده ( zygote ) قادر به عبور از لوله و رسیدن به حفره رحمی نشود.
 وجود مشکل در اسپرم مرد : به این معنا که تعداد اسپرم های مرد کم تر از حد طبیعی باشد یا توانایی حرکتشان کم باشد و یا این که قدرت بارور سازی تخمک را علی رغم رسیدن به آن نداشته باشد.
 وجود مشکل در تخمدان زن : به این معنی که تخمدان قادر به رها کردن تخمک و حتی تولید تخمک نباشد.
 زن دجار بیماری های اندومتر (endometriosis) باشد. در این حالت جنین قادر به لانه گزینی در رحم نیست.
 وجود حالات غیر طبیعی در شکل رحم زن.
 وجود تومور های فیبروییدی در زن
IVF بدون جراحی:
در گذشته گرفتن تخمک از زن به کمک روش های جراحی انجام می گرفت اما امروزه با پیشرفت روش های سونوگرافی عمل جراحی کمتر در دستور کار قرار می گیرد. در روش " IVF بدون عمل جراحی " مراحل زیر انجام می گیرد:
ابتدا به منظور فراهم آوردن یک محیط مناسب در بدن زن و هم چنین افزایش شانس دستیابی به چندین تخمک بالغ و سالم ،زن تحت یک پروسه اماده سازی متمرکز و فشرده حدود دو هفته ای قرار می گیرد. این روش شامل یک دوره هورمون درمانی با استفاده از داروهای بارداری (fertility drugs) است. هم چنین به منظور تشخیص زمان مناسب جهت گرفتن تخمک، آزمایش خون و اسکن سونوگرافی از تخمدان انجام می گیرد.این ازمایشات به صورت روزانه انجام می گیرند. منظور از زمان مناسب دقیقا کمی قبل از تخمک گذاری است. در این زمان با یک عمل سرپایی و تحت بی هوشی موضعی ،تخمدان ها به کمک اولتراسوند قابل رویت می شوند. سپس پزشک یک سوزن مخصوص (شکل شماره 1) را با راهنمایی اولتراسوند از راه واژن به تخمدان ها می رساند IVF needle.jpgو به این طریق تخمک های بالغ و رسیده را در غالب مایع فولیکل از تخمدان می گیرد.احساسی که شخص در این زمان دارد شبیه چیزی است که وی در زمان انجام یک PAP smear یا endometrial biopsy تجربه می کند. .(شکل شماره 2). شکل 2.jpg


لازم به ذکر است تا امروز هیچ دلیلی مبنی برایجاد آسیب در اثر گرفتن تخمک با "لاپاراسکوپی معمولی" یا "بازیافت به کمک اولتراسوند" بر تخمدان مشاهده نشده است. همچنین وجود اسکار در اطراف تخمدان خللی در این عمل ایجاد نمی کند.
مایع فولیکل به دست امده در مرحله بالا توسط یک جنین شناس تحت ازمایش میکروسکپی قرار گرفته وتخمک ها در ان تعیین مکان شده و برداشته می شوند. سپس جنین شناس اسپرم ها و تخمک قادر به لقاح را در مجاورت هم قرار می دهند. معمولا زیگوت ایجاد شده در این مرحله شروع به تقسیم شدن کرده و به pre_embryos تبدیل می شود(2 تا 3 بار تقسیم)(شکل c-1 و c-2).این pre_embryos در ظروف ازمایشگاهی و در یک محیط مغذی نگهداری می شوند. این محیط شبیه محیط فراهم شده توسط لوله های رحم عمل میکند.
C-1.jpg
C-2.jpg
سپس به کمک یک catheter مخصوص و از راه واژن این pre_embryos به رحم منتقل می شود(شکل 3و4). این عمل 2 روز بعد از لقاح یعنی همان زمانی که به طور طبیعی تخمک پس از لقاح طول لوله رحم را طی می کند انجام می گیرد. به منظور قرار گرفتن pre embryos در محل مناسب و افزایش شانس بارداری در این مرحله نیز از هدایت اولتراسوند استفاده می کنند.3.jpg 4.jpgاین عمل 5 تا 10 دقیقه طول می کشد. معمولا قبل از عمل به زن توصیه می شود مقدار زیادی اب بنوشد که باعث می شود مثانه در حالت پر یا نیمه پر قرار گرفته و به قابل رویت شدن اندومتر و افزایش دقت در انتقال جنین به محل مناسب کمک می کند.
بلافاصله بعد از قرار دادن pre_embryos در دیواره رحم ،بیمار به مدت 1 ساعت در تخت خواب قرار می گیرد و سپس مرخص می شود. در ضمن توصیه می شود که شخص از انجام فعالیت های سنگین تا 48 ساعت پرهیز کند.
بعد از عمل catheter و سرنگ همراه ان به ازمایشگاه جنین شناسی فرستاده می شود تا ازباقی نماندن توده ی سلولی در ان اطمینان حاصل شود.

تعداد جنین های انتقال یافته:

اگر چه اولین زایمان موفق به روش IVF در اثر انتقال یک جنین (pre_embryo) حاصل شد اما پدیده انتقال یک جنین به زودی جای خود را به multifullicolar ovarian stimulation به همراه انتقال چند جنین transfer of multiple embryos) ( داد. گر چه در transfer of multiple embryos احتمال بارداری بیشتر است اما بارداری چند قلو(multiple gestation) از پیامد های جدی و مهم ان نسبت به single embryo transfer) به شمار می اید. میزان بروز (multiple gestation) در کسانی که تحت IVF قرار کرفته اند در اروپا 25/4 و در امریکا 35/3 است در حالی که این میزان در بارداری های طبیعی در حدود 1/1 می باشد.
در ضمن از دیگر عواقب این نوع بارداری ناخوشی و مرگ و میر بالای مادر و نوزاد در کمی قبل،بعد یا در حین تولد (perinatal morbidity & mortality) و تاتوانی های طولانی مدت است.
به همین دلیل روش single embryo transfer به منظور کاهش خطرات بالا و بروز بارداری های چند قلو بعد از IVF در حال حاظر نسبت به multiple transfer ترجیح داده می شود.
در این روش نیز مرحله (stage) از زندگی جنین را که برای انتقال انتخاب می کنیم مهم است.
دو مرحله 3 روزگی (single cleavage embryo) و 5 روزگی (blastocyst stage) (شکل c-3) امروزه برای این عمل انتخاب می شود.blastocyst.jpg در مقایسه این دو ابتدا باید گفت که استفاده از جنین های 5 روزه(blastocyst) نسبت به استفاده از جنین های 3 روزه احتمال بارداری (pregnancy) و زایمان (delivery) را افزایش می دهد. با این وجود هنوز بر روی این مطلب اتفاق نظر وجود ندارد.
اما مهم ترین عیب در استفاده از جنین های 3 روزه این است که معیار ها و مشخصات مورفولوژیکی که به منظور انتخاب جنین استفاده می شوددر این مرحله بسیار ذهنی است و با دقت کمتری، کیفیت ژنتیکی جنین را منعکس می کنند.منظور از کیفیت ژنتیکی euploidy status می باشد. در حالی که معیار های استفاده شده در مرحله blastocyst از دقت بیشتری برخوردار هستند. برای مثال در زنان 36 ساله و بالا تر از آن، 59% جنین های گرفته شده در مرحله 3 روزه که به عنوان top quality یا با کیفیت بالا تشخیص داده شدند،uneuploid بودند حال آنکه در جنین های 5 روزه در حدود 35% است. به عبارت دیگر استفاده از حتی یک مورد از جنین 3 روزه می تواند می تواند خطر انتقال جینن با ناهنجاری کروموزومی (chromosomally abnormal embryo) را به مراتب افزایش می دهد. در عین حال باید توجه داشت که برخی از embryo قادر به تبدیل شدن به blastocyst در داخل محیط کشت نمی باشد.
از دیگر نگرانی های موجود در استفاده از blastocyst افزایش خطر دو قلوهای تک تخمی (monozygotic twins) و تغییر در نسبت متولدین و نیز اثرات epigenetic در جنین می باشد.
در ضمن میزان بارداری نابجا (ectopic pregnancy) در انتقال جنین 3 روزه بیشتر از جنین 5 روزه است (به ترتیب 1/4 و1/7 ) . و نیز خطر سقط جنین در 3 ماه اول در جنین های 3 روزه 33 % و در 5 روزه ها 9/2 است.در عین حال پدیده multiple pregnancy یا حاملگی چند قلو ، از نوع "دوقلوهای یکسان" به نظر می آید در جنین 3 روزه بیشتر از 5 روزه باشد.


امیر حسین کاردوست
amirhosseinkardoost@yahoo.com

 

مقالات پزشکي

سلول های بنیادی
معمای مغز انیشتن
درمان ناباروری به کمک لقاح مصنوعی (1)
دیابت نوع 2
بیماری انفولانزا
بزرگترين آناتوميست قرن درگذشت
آنفلوآنزای مرغی(بخش اول)
ریزش مو، علل و درمان
بیماریهای تیروئید(قسمت دوم)
آيا اکستازی را مي شناسيد؟
وسواس چيست و چگونه آنرا درمان كنيم؟
وياگرا چيست؟
معرفي فروم پزشکي
زگيل ناخن
خواندنيهاي MS

بيماری های ادراری تناسلی

ناتوانی جنسی در مردان

بيماری های اعصاب و روان

اختلال‌ تنش‌زاي‌ پس‌ از حادثه‌ (PTSD)

بيماری های زنان و زايمان

خونريزي‌ رحم‌ در اثر اختلال‌ كاركرد

بیماری های غدد

عوارض مزمن ديابت
ديا بت
بیماریهای تیروئید(1)

خواندنی های پزشکی

تازه های پزشکی
تاثیر سوء داروی ایبوبروفن بر آسپرین
فرهنگ لغات مصطلح در زمینه سلول های بنیادی

سلول های بنیادی

سلولهای بنیادی و بیماری ها
سلول های بنیادی بالغین
سلول های بنیادی جنینی


.: مطالب اخير :.

آرشیو مطالب



.: پیوند ها :.
.

درباره سایت :: تماس با ما :: تبلیغات :: صفحه اصلی :: اجتماع :: علم :: فرهنگ و هنر :: تالارپزشکی
بازنشر مطالب منتشر شده در گواشير، در ساير سايت‌هاي اينترنتي ممنوع است، مگر به صورت لينك به صفحه‌ي مربوط در گواشير
و بدون انتشار اصل مطلب. بازنشر در رسانه‌هاي چاپي تنها با اجازه‌ي از گواشير مجاز است.
Version 3.00 Copyright 2002-2006 Govashir. All Rights Reserved.

دی ن ای

کروموزوم در سلولهای یوکاریوتی از ترکیب کروماتین و پروتئینهای هیستونی و غیر هیستونی تشکیل شده است. و در سلولهای پروکاریوتی از ترکیب کروماتین و پروتئینهای غیر هیستونی ساخته شده است.

نگاه کلی

واژه کروموزم به مفهوم جسم رنگی ، که در سال 1888 بوسیله والدیر بکار گرفته شد. هم اکنون این واژه برای نامیدن رشته‌های رنگ‌پذیر و قابل مشاهده با میکروسکوپهای نوری بکار می‌رود که از همانندسازی و نیز بهم پیچیدگی و تابیدگی هر رشته کروماتین اینترفازی در سلولهای یوکاریوتی تا رسیدن به ضخامت 1000 تا 1400 نانومتر ایجاد می‌شود. در پروکاریوتها نیز ماده ژنتیکی اغلب به حالت یک کروموزوم متراکم می‌شود. در برخی باکتریها علاوه بر کروموزوم اصلی که اغلب ژنها را شامل می‌شود کروموزوم کوچک دیگری که بطور معمول آن را پلاسمید می‌نامند، قابل تشخیص است گر چه تعداد کمی از ژنها بر روی پلاسمید قرار دارند.

اما از آنجا که در بیشتر موارد ژنهای مقاومت به آنتی بیوتیکها بر روی آن جایگزین شده‌اند، از نظر پایداری و بقای نسل باکتری اهمیت زیادی دارد. کروماتین در ساختمان کروموزوم به شکل لوپ دیده می‌شود. لوپها توسط پروتئینهای اتصالی به DNA که مناطق خاصی از DNA را تشخیص می‌دهند پابرجا می‌ماند. سپس مراحل پیچ خوردگی نهایتا نوارهایی را که در کروموزومهای متافازی دیده می‌شود ایجاد می‌کند. هر تیپ کروموزومی یک نوع نواربندی اختصاصی را در ارتباط با نوع رنگ آمیزی نشان می‌دهد. این رنگ آمیزیها منجر به مشخص شدن تعداد و خصوصیات کروموزومهای هر گونه از موجودات زنده می‌گردد. که این خصوصیات تعدادی و مورفولوژیک کروموزومها را کاریوتیپ می‌نامند.



 

مراحل تبدیل رشته کروماتین به کروموزوم

برای تبدیل یک رشته کروماتینی 10 تا 30 نانومتری به یک کروموزوم ، علاوه بر لزوم همانندسازی رشته کروماتین سطوح سازمان یافتگی‌ای را در نظر می‌گیرند که ضمن آن با دخالت H3 ، H1 و پروتئین‌های غیر هیستونی پیچیدگیها و تابیدگیهای رشته کروماتین افزایش می‌یابد، طول آن کم ، ضخامت و تراکمش زیاد می‌شود و به کروموزوم تبدیل می‌گردد. این سطوح سازمان یافتگی و اغلب به صورت رسیدن از رشته 10 تا 30 نانومتری به رشته 90 تا 100 نانومتری تشکیل رشته 30 تا 400 نانومتری و در مراحل بعد با افزایش پیچیدگیها و تابیدگیها ، ایجاد رشته 700 نانومتری و بالاخره تشکیل کروموزوم دارای دو کروماتید و با ضخامت تا 1400 نانومتر در نظر می‌گیرند.

اولین مرحله پیچیدگی و تراکم رشته کروماتین برای تبدیل به کروموزوم با فسفریلاسیون شدید هیستونهای H3 ، H1 همراه است. پس از رها شدن DNA از اکتامر هیستونی ، با دخالت آنزیمهای مسئول همانندسازی ، پیوندهای هیدروژنی بین دو زنجیره گسسته می‌شود، هر زنجیره مکممل خود را می‌سازد و به تدریج با ادامه همانندسازی ، دو مولکول DNA بوجود می‌آید که در هر مولکول یک زنجیره قدیمی و زنجیره دیگر نوساخت است. بخشهای مختلف این دو مولکول DNA که نظیر همدیگر هستند به تدریج که همانندسازیشان پایان می‌پذیرد، با اکتامرهای هیستونی که نیمی از آنها اکتامرهای والدی و نیمی جدید هستند ترکیب می‌شوند.

بعد از تشکیل ساختمان نوکلئوزومی ، دو رشته کروماتین 10 نانومتری و سپس رشته‌های 30 نانومتری ایجاد می‌شوند. هر رشته کروماتین 30 نانومتر سطوح سازمان یافتگی را می‌گذارند، با مجموعه‌ای از پروتئینهای غیر هیستونی زمینه‌ای یا اسکلتی آمیخته می‌شود و به یک کروماتید تبدیل می‌شود. مجموعه دو کروماتید نظیر هم که از محل سانترومر بهم متصل‌اند کروموزوم متافازی را ایجاد می‌کنند.

اجزای ساختمانی کروموزوم

در متافاز که کروموزومها سازمان یافتگی بیشتری دارند، برای هر کروموزوم بخشهای زیر در نظر گرفته می‌شود.

کروماتید

کروماتید بخشی از کروموزوم متافازی است که نیمی از سراسر طول کروموزوم را می‌سازد. دو کروماتید هر کروموزوم از ناحیه سانترومر بهم متصل‌اند. هر کروماتید از ابر پیچیدگیهای رشته کروماتین و آمیختگی آن با پروتئینهای غیر هیستونی اسکلتی یا زمینه‌ای بوجود آمده است. دو کروماتید هر کروموزوم متافازی را که در حکم تصویر آینه‌ای یکدیگر هستند، کروماتیدهای خواهر یا کروماتیدهای نظیر می‌نامند.

در پروفاز و گاهی در اینترفاز ، کروموزوم به صورت رشته‌های بسیار نازکی است که آنها را کرومونما می‌نامند این رشته‌ها مراحل مقدماتی تراکم کروماتید را نشان می‌دهند. کروماتید و کرومونما ، نامی برای مشخص کردن دو ساختمان یکسان اما با دو درجه سازمان یافتگی است. کرومومر نیز از تجمع ماده کروماتینی به صورت دانه‌های کروی ایجاد می‌شود.

 

سانترومر

محل اتصال دو کروماتید خواهر هر کروموزوم متافازی را سانترومر نامند. سانترومر بخش نازکی از کروموزوم که جایگاه آنرا فرورفتگی اولیه نیز می‌نامند. ناحیه سانترومر ناحیه بسیار هتروکروماتینی است و بویژه در بخشهای کناری خود دارای ژنها یا ترتیب‌های نوکلوتیدی تکراری است. این بخشهای هتروکروماتین با رنگهای بازی شدت رنگ می‌گیرند. هر کروموزوم علاوه بر سانترومر اصلی ممکن است دارای سانترومر یا سانترومرهای فرعی در محل فشردگیهای ثانویه باشد. فشردگیهای ثانویه با داشتن پیچیدگیهای کمتر از فشردگی اولیه قابل تشخیص‌اند.

کینه توکور

طرفین سانترمر هر کروموزوم را دو بخش پروتئینی پیاله مانند و متراکم به اسم کینه توکور می‌پوشاند. هر کینه توکور دارای سه بخش بیرونی و میانی و درونی است. در ساختمان هر بخش پروتئینهای رشته‌ای با تراکم متفاوتی قابل تشخیص هستند بخش بیرونی متراکم و بخش میانی کم تراکم است. بخش درونی بطور فشرده‌ای با سانترومر اتصال دارد. کینه توکورها از مراکز سازماندهی میکروتوبولها و رشته‌های دوک میتوزی هستند.

تلومر

این اصطلاح برای بخشهای انتهایی کروماتید بکار گرفته می‌شود. تلومرها دارای ویژگیهای سلول شناسی خاصی هستند. در مگس سرکه ترتیب‌های DNAای تلومری که در انتهای همه کروموزومها وجود دارد جدا سازی و بررسی شده است. تلومرها انتهاهای مولکولهای طویل و خطی DNAای هستند که در هر کروماتید وجود دارد. از سوی دیگر وقتی کروموزومها بوسیله عواملی مثل پرتوهای X یا اثر آلکالوئیدها شکسته شوند، انتهاهای آزاد بدون تلومر آنها چسبنده می‌شود و با سایر کروموزومها ادغام می‌شود. علاوه بر نقشی که تلومرها در پایداری کروموزومها دارند، در برخی گونه‌ها به حالت مهیا و بعضی بین دو کروموزوم عمل کرده و نوک به نوک اتصال موقتی پیدا می‌کنند.

فرورفتگی ثانویه

یکی دیگر از ویژگیهای ریخت شناسی کروموزومها هستند که از نظر موقعیت و فواصلشان بر حسب گونه‌ها جای ثابتی دارند. وجود آنها از نظر تشخیص کروموزومها بویژه در یک مجموعه کروموزومی مفید است فرورفتگیهای ثانویه به دلیل عدم ایجاد انحرافهای زاویه‌دار در قطعات کروموزومی از فرورفتگیهای اولیه شناخته می‌شوند.

سازمان دهندگان هستکی

این نواحی فرورفتگیهای ثانویه‌ای هستند که دارای ژنهای رمزدار کننده RNAهای ریبوزومی جز rRNA5S می‌باشند و در تشکیل هستک دخالت دارند. پدیدار شدن فرورفتگی ثانویه به دلیل رونویسی بسیار فعال ژنهای rRNAای است که آنها را از فرورفتگی‌های اولیه مشخص می‌سازد. در انسان سازمان دهندگان هستکی در فرورفتگیهای ثانویه کروموزومهای 13 و 14 و 15 و 21 و22 قرار دارند که همه از کروموزمهای آکروسانتریک و دارای ماهواره هستند.

ماهواره

جسم کوچکی کروی است که از بقیه کروموزوم بوسیله یک فرورفتگی ثانویه جدا می‌شود. ماهواره و فرورفتگی ثانویه از نظر شکل و بزرگی برای هر کروموزوم ویژه ، ثابت هستند. ماهواره‌های کروموزومی بخشهایی از کروموزوم از دیدگاه ریخت شناسی هستند و نبایستی آنها را با ماهواره‌های DNAای که دارای ترتیب‌های DNAای بسیار تکراری می‌باشند اشتباه کرد.

 

 

انواع کروموزمها از نظر تعداد سانترومر

کروموزومها را از نظر تعداد سانترومرهایشان به کروموزمهای یک سانترومری ، دو سانترومری و چند سانترومری تقسیم می‌کنند وقتی تحت تاثیر عواملی مثل پرتوهای X کروموزمها خرد شوند و قطعاتشان ادغام شود، کروموزومهای به اصطلاح بدون سانترومر ایجاد می‌کنند. این کروموزومها هنگام تقسیم سلولی رفتار عادی مثل سایر کروموزومها را ندارند.

انواع کروموزوم از نظر محل سانترومر

  • کروموزمهای تلوسانتریک: سانترومر در یکی از دو انتهای کروموزومها قرار گرفته است.

  • کروموزومهای آکروسانتریک: سانترومر آنها نزدیک به یکی از دو انتهای کروموزوم قرار گرفته در نتیجه یکی از بازوها نسبتا به دیگری بسیار کوچک است از قطعات کروموزومی از محل قرار گرفتن سانترومر از بازوهای کروموزومی می‌نامند.

  • کروموزمهای متاسانتریک: سانترومر آنها در وسط کروموزوم قرار گرفته و در نتیجه بازوهای کروموزم هم اندازه هستند اکثر کروموزمها دارای یک سانترومر هستند. برخی گونه‌ها سانترومرهای بخش شده‌ای دارند در رشته‌های دوکی به تمامی طول کروموزوم متصلند این کروموزومها را هولوسانتریک گویند.
+ نوشته شده در  جمعه یازدهم اسفند 1385ساعت 11:8 قبل از ظهر  توسط فاطمه |  نظر بدهید
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
این وبلاگ هر چی داره درباره ی زیسته امیدوارم خوشتون بیاد .
این وبلاگ رو ساختم چون به زیست و استاد زیستمون علاقه ی زیادی دارم گرچه اصلا زیستم خوب نیست.

نوشته های پیشین
اسفند 1386
اردیبهشت 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
آرشیو موضوعی
سوالات امتحان نهایی فصل اول
پیوندها
مدرسه آبسال
یاس مهربون
شعر دلتنگی
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب

دیجیتال کیوان

 
1
2
3
4
5
6
7
8
9
10
11
12
ورود شما را به وبلاگ خوش آممد مي گويم, !

*
*
*
*
*
*
*
border="0" ALT="Google" align="absmiddle">
اين وبلاگ را صفحه خانگي خود كنيد

تصاویر بدن

شگفت انگیز
آناتومی بدن انسان با تصاویری بسیار زیبا و شگفت انگیز















دانستنیهای کلیه

چيزهايي كه بايد درباره كليه بدانيم

همه مي دانند كه بعضي اعضاي بدن انسان براي زنده ماندن لازم هستند.

بدن شما به مغز ، قلب، ريه و كليه هايتان نياز دارد.

كليه آنقدر حياتي است كه حتي روي كارت والتين هم عكس كليه را ترسيم مي كنند. كليه ها مهمتر از قلب هم هستند . لااقل شما به يك كليه نياز داريد.

طبيعتاً كليه ها در بدن دو تاهستند. اگر دانه لوبيا را ديده باشيد تصور خوبي براي كليه مي باشد.

هر كليه تقريباً 13 سانتيمتر طول و حدود 8 سانتيمتر عرض دارد. اندازه هر كليه تقريباً به اندازه يك موس كامپيوتر مي باشد.

براي اينكه بدانيد كليه در كجاي بدن قرار گرفته است دستهاي خود را بالاي باسن بگذاريد و به سمت بالا بكشيد تا دنده هايتان را لمس كنيد.

حالا اگر انگشت شصت را فشار دهيد جاي كليه را خواهيد فهميد.

نمي توانيد آنها را لمس كنيد بلكه محل آنها را مي فهميد.

متن زير را بخوانيد تا بيشتر درباره كليه بدانيد.

تصفيه كننده:

يكي از وظايف مهم كليه ها تصفيه مواد زائد از خون است.

چگونه مواد زائد را از خون مي گيرد؟

خون مواد مغذي را به بدن مي رساند، وقتي مواد در بدن تجزيه مي شوند در سلولهاي بدن واكنش شيميايي ايجاد مي شود.

بعضي مواد زائد در اثر همين واكنشهاي شيميايي است . بعضي به علت نياز نداشتن بدن شما به آن مواد مي باشد. اين مواد زايد بايد جايي بروند همان كاري كه كليه ها انجام مي دهند.

نخست خون از طريق شاهرگهاي كليوي وارد كليه مي شود ( هر چيزي در بدن مربوط به كليه باشد كليوي ناميده مي شود ) هر روز حدود يك ليتر و 514 سي سي خون بازيافتي از طريق كليه ها پمپ مي شود، سپس مواد زائد از طريق فيلترهاي كوچك كنار كليه ها از خون جدا مي شوند.

اين فيلترها را نفرون مي نامند و آنقدر ريز هستند كه فقط با ميكروسكوپهاي خيلي قوي ديده مي شوند.

ميليونها نفرون در كنار هر كليه وجود دارد.

مواد سمي جمع شده با آب تركيب مي شود كه همان ادرار است. در حالي كه هر كليه ادرار مي سازد، ادرار از لوله بلندي كه ميزناي مي نامند خارج مي شود و در مثانه جمع مي شود.

مثانه يك كيسه اي است كه ادرار در آن جمع مي شود.

وقتي نيمي از مثانه پر مي شود احساس مي كنيد بايد به توالت برويد. در توالت ادرار از طريق لوله ديگري كه مجراي ادراري مي نامند خارج مي شود.

كليه ها، مثانه و لوله هاي مربوط به آنها را مجاري ادراري ميگويند.

اينجا فهرستي از اعضاي مجاري ادراري هست:

-         كليه ها: دستگاه تصفيه اي كه مواد سمي را از خون مي گيرد و ادرار مي سازد.

-         ميزناي: لوله هايي كه ادرار را از كليه به مثانه مي برد.

-         مثانه: كيسه اي كه ادرار در آن جمع مي شود.

-         مجراي ادراري: لوله اي كه ادرار را به خارج از بدن منتقل مي كند.

حفظ تعادل:

كليه ها همچنين حجم مايعات و مواد معدني بدن را تنظيم مي كنند.

اين حفظ تعادل در بدن را ايست داخلي مي گويند.

اگر همه آبي كه بدنتان از يك طرف دريافت مي كند را دفع كند به ميزان آبي است كه از طرف ديگر دفع مي كند وقتي آب يا مايعات ديگر مي نوشيد بدنتان‌آب دريافت مي كند.

همچنين آب را از بعضي غذاها مثل ميوه جات و سبزيجات دريافت مي كنيد.

آب به چند طريق از بدنتان دفع مي شود.

وقتي عرق مي كنيد از طريق پوست بدنتان دفع مي شود. وقتي نفس مي كشيد از طريق دهانتان دفع مي شود. وقتي دستشويي مي رويد از طريق مجاري ادراري دفع مي كنيد همچنين در عملكرد روده هم مقداري آب وجود دارد.

وقتي احساس تشنگي مي كنيد مغز فرمان مي دهد مقداري مايعات دريافت كنيد تا تعادل بدنتان حفظ شود.

اگر مايعات كافي در بدنتان وجود نداشته باشد مغز با كليه ها همكاري مي كند، هورموني به كليه ها مي فرستد و به آنها فرمان مي دهد مقداري مايعات در خود نگه دارند.

وقتي مايعات بيشتر مي نوشيد ميزان اين هورمون كم مي شود و كليه ها مايعات بيشتري دفع مي كنند.

گاهي اوقات رنگ ادرار تيره تر است. ياد گرفتيد كه ادرار از اب و مواد زائد گرفته شده از خون تشكيل مي شود.

اگر مايعات كم بخوريد يا ورزش كنيد و يا خيلي عرق كنيد، آب ادرار كم مي شود و رنگ آن تيره تر مي شود.

اگر مايعات زياد بنوشيد آب اضافي در ادرار مي آيد و رنگ ادرار روشن تر مي شود.

كليه ها چه كار ديگري انجام مي دهند؟

كليه ها هميشه كار مي كنند.

علاوه بر تصفيه خون و تنظيم مايعات در هر ثانيه طي روز دائماً در برابر هورمونهايي كه مغز به طرف آنها مي فرستد عكس العمل نشان مي دهند.

آنها بعضي از هورمونهاي خودشان را مي سازند مثلاً كليه هورموني ترشح مي كنند كه به بدن فرمان ساخت سلولهاي قرمز را مي دهد.

حالا ياد گرفتيد كليه ها چه كاري در بدن انجام مي دهند و چقدر براي زنده ماندن مهم هستند.

شايد در روز والنتين بعدي به جاي كارتهايي كه قلب روي آن است كارتي به والدين هديه دهيد كه كليه ها را ترسيم كرده باشند.

 

 

گروه زیست شناسی یزدان

گروه زیست شناسی
استان گلستان- زیست مراوه تپه
اناتومي مغز
Brain Anatomy Pictures
 
   
 
Brain Model w/ Blood Supply   Axial Model w/ Brain Stem   MRI Model
 
   
 
Occipital Model - Top of Brain   Side View of Brain & Head   Rear View of Brain inside Skull
|+| نوشته شده توسط سر گروه زیست- حق پرست در دوشنبه بیست و ششم آذر 1386 ساعت 12:47 | نظر بدهید

اناتومي كليه
Kidney Anatomy & Function - Pictures
 
   
 
Right Kidney   Kidneys w/ Vascular Structure   Left Kidney
|+| نوشته شده توسط سر گروه زیست- حق پرست در دوشنبه بیست و ششم آذر 1386 ساعت 12:46 | نظر بدهید

ساختار کلروپلاست را به خوبی مشاهده کنید
Image hosting by TinyPic
|+| نوشته شده توسط سر گروه زیست- حق پرست در پنجشنبه بیست و دوم آذر 1386 ساعت 10:52 | نظر بدهید

نوعی کشتی چسب

Image hosting by TinyPic 

 

Image hosting by TinyPic

|+| نوشته شده توسط سر گروه زیست- حق پرست در پنجشنبه بیست و دوم آذر 1386 ساعت 10:49 | یک نظر

فرمول هايي از زيست شناسي

 دانش آموز عزيزبه جز فرمول هاي ساده ي زير  ، يادگيري فرمول هاي ديگر جز سردرگمي نتيجه اي نداشته و براي هر مسئله يك فرمول جداگانه ياد نگيريد ، بسياري از مسائل زيست شناسي را با تجزيه و تحليل مي توانيد به سادگي حل كنيد. براي جلوگيري از طولاني شدن مطلب از ذكر مثال ها خودداري شد ، در صورت بروز مشكل از دبير خود كمك بگيريد.

فرمول هايي در هنگام خودلقاحي F1  در صورت وجود رابطه ي غالب و مغلوبي:

تعداد جفت ژن

هتروزيگوس در F1

گامت هاي F1 يا

فنوتيپ هاي F2

ژنوتيپ هاي F2

كل تركيب گامت ها

در F2

نسب فنوتيپ ها

درF2

n

2n

3n

4n

(3:1)n

 اگر خودلقاحي مد نظر نباشد هر يك از موارد مورد نظر دريك مسئله براي هر والد جداگانه حساب و سپس در هم ضرب مي شود.

اگر در صفات مورد نظر غالبيت وجود نداشته باشد تعداد فنوتيپ ها مساوي تعداد ژنوتيپ ها شده و به جاي ستون آخر در جدول فوق نسبت ها n(1:2:1)  خواهد شد.

فرمول يافتن انواع ژنوتيپ ها و فنوتيپ ها ي ممكن :

n تعداد آلل هاست.

انواع كلي ژنوتيپ ها = n(n+1)/2

انواع ژنوتيپ هاي هتروزيگوس=n(n-1)/2

انواع ژنوتيپ هاي هموزيگوس = n

انواع فنوتيپ ها در صورت وجود رابطه ي غالب و مغلوبي كامل = n

انواع فنوتيپ ها در صورت عدم وجود رابطه ي رابطه ي غالب و مغلوبي = n(n+1)/2

 

فرمول يافتن تعداد حالات استقرار تترادها در متافاز يك ميوز:

تعداد حالات استقرار=2n-1       ، n تعداد جفت كروموزوم است.

تعداد DNA و رشته هاي پلي نوكلئوتيدي:

اگر n كروموزوم يك كروماتيدي داشته باشيم n مولكول DNA و 2n زنجيره ي پلي نوكلئوتيدي خواهيم داشت.

اگر n كروموزوم دوكروماتيدي داشته باشيم 2n مولكول DNA و 4n زنجيره ي پلي نوكلئوتيدي خواهيم داشت.

 

تعداد پيوند فسفو دي استر:

اگردر باكتري ها كه DNA ي حلقوي دارند n جفت (2n) نوكلئوتيد يا باز آلي وجود داشته باشد ، 2n پيوند فسفو دي استروجود خواهد داشت.(در هر زنجيره  ،n پيوند)

اگر در يوكاريوت ها كه DNA خطي است n جفت (2n) نوكلئوتيد يا باز آلي وجود داشته باشد ، 2n-2 پيوند فسفو دي استر وجود خواهد داشت.(در هر زنجيره ، n-1 پيوند)

منبع زیست گناباد

|+| نوشته شده توسط سر گروه زیست- حق پرست در شنبه هفدهم آذر 1386 ساعت 12:16 | نظر بدهید

رنگ بدن ماهیان
بیشتر ماهیان بخصوص ماهیان سطحزی دارای رنگ نقره ای می باشند که این رنگ به علت برخورد نور با کریستال های بسیار ریز و بی رنگی است که درون سلول های مخصوصی به نام سلول های درخشنده یا جلادار ( Iridocyten) که در ناحیه زیرین پوست قرار دارند، بوجود می آید. این سلول ها دارای ماده ای به نام گوانین میباشند که به صورت لایه ای ضخیم در فلس ها قرار دارند.

رنگ بدن ماهیان مربوط به سلولهای رنگی کروماتوفورهاست ( Chromatophores ) که بیشتر آنها در درمیس و بندرت در اپی درمیس قرار دارند. این سلول ها دارای رنگدانه های مختلف سیاه، زرد، نارنجی و قرمز می باشند. رنگهای دیگری که در بدن ماهیان مشاهده میشوند از ترکیب رنگهای فوق بوجود می آیند.
سلولهای رنگی دارای انواع مختلفی به شرح زیرند :
۱ - ملانوفورن Melanophoren : ملانوفورها دارای سلولهای ستاره ای شکل، همراه با ضمائم مختلفی هستند که در قسمتهای مختلف بدن پراکنده اند. این سلولها دارای دانه های رنگی، قهوه ای، سیاه یا سیاه متمایل به آبی هستند.
۲ - اگزانتوفورن Xanthophoren : این دسته از سلولهای رنگی نیز ساختمانی مانند ملانوفورها دارند و مواد رنگی آنها زرد روشن تا نانجی تیره است.
۳ - اریتروفورن Erythrophoren : این سلولها حاوی مواد قرمز رنگند و بیشتر در ماهیان مناطق گرمسیری دیده می شوند.
۴ - لوکوسیتن، تریدوسیتن و گوانوسیتن Leukocyten, Tridocyten and Guanocyetn : این سلولها ساختمانی غیر از ملانوفورها دارند. آنها فاقد ضمائم بوده و به شکل بیضی هستند. علاوه بر آن دارای دانه‌های گوانین می باشند که ماده ای درخشنده و نقره فام است. گوانین به صورت کریستال در فلس ماهیان دیده میشود که برای ساخت مروارید مصنوعی کاربرد دارد.
بدن ماهیان کور که در غارها و قناتها زندگی میکنند فاقد مواد رنگی است ولی ماهیان آبهای گرم دارای رنگهای زیبا و متنوع میباشند.
ماهیان قادرند رنگ بدن خود را تغییر داده، همرنگ محیط یا به رنگ شنهای کف رودخانه یا دریا در آیند. این عمل به واسطه جمع کردن یا پراکنده کردن دانه های رنگی موجود در پوست صورت میگیرد. پراکندگی یا جمع کردن دانه های رنگی، عملی انعکاسی است که توسط دستگاه عصبی و اعصاب سطحی پوست و اندام بینایی ناشی از عمل دیدن در ماهیان صورت میگیرد. افزایش درجه حرارت آب و کمبود اکسیژن جزء عوامل بوم شناختی هستند که موجبات تغییر رنگ ماهیان را فراهم می‌آورند.
|+| نوشته شده توسط سر گروه زیست- حق پرست در شنبه هفدهم آذر 1386 ساعت 11:45 | نظر بدهید

رقص زنبور چیست؟
رقص نیم دایره‌ای یا دم جنبان: رقص نیم دایره که جهت آن به سوی بالا باشد بدین معنی است که غذای پیدا شده در جهت خورشید است. رقص نیم دایره که جهت آن به سوی پایین باشد بدین معنی است که غذای پیدا شده در خلاف جهت خورشید قرار دارد. رقص نیم دایره‌ای که در زاویه 60 درجه به چپ نسبت به خط عمود انجام می‌گیرد به کارگران می‌گوید که مسیر خود رادر 60 درجه به چپ در مسیر خورشید به منظور پیدا کردن غذا قرار دهند. رقص در زاویه 120 درجه به سمت راست نسبت به خط عمود به آنها می‌گوید راه خویش را در 120 درجه به سمت راست نسبت به خورشید قرار دهند.
ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط سر گروه زیست- حق پرست در شنبه هفدهم آذر 1386 ساعت 11:44 | نظر بدهید

داروهای صاف کننده خون
نكته خيلي مهم :   ذكر  مورد استعمال داروهاي گياهي  به هيچ عنوان به معناي تجويز يا تكذيب مورد درماني ذكر شده نمي باشد
ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط سر گروه زیست- حق پرست در شنبه هفدهم آذر 1386 ساعت 11:42 | نظر بدهید

ماهی پرنده
این ماهی تنها نوعی هست که میتونه در هوا پرواز کنه و دانشمندان معتقد هستن که این موجود، یک شاهد و مدرک محکم برای اثبات نظریه تکامل ماهیان به پرندگان هست. این ماهی در خلیج همیشه فارس و دریای عمان به وفور یافت میشه ولی ارزش غذایی نداره و تصادفا در تورهای صیادی به دام میفته.

اسامی :
نام علمی : Exocoetus oligolepis
نام انگلیسی : Largescale flyingfish
نام فارسی : ماهی پرنده پولک درشت
اندازه :
حداکثر طول استاندارد ۲۰ سانتیمتر می باشد.
مشخصات :
بدن کشیده و استوانه ای شکل، پوزه کند و دهان کوچک، فکها فاقد دندان و یا دارای دندان های بسیار ریز است. فاقد شعاع تیز در باله هستند. باله سینه ای بلند بوده تا بخش ابتدایی باله پشتی ادامه می یابد، باله شکمی نیز اغلب بزرگ است. باله دمی کاملا شکافدار و بخش تحتانی آن از بخش فوقانی بلندتر است. ماهیان جوان از نظر ظاهری کاملا با بالغین متفاوت هستند بطوریکه در افراد جوان باله های سینه ای کوچک بوده و همچنین دارای سبیلهای برجسته میباشد و باله پشتی نیز در افراد جوان بلندتر است.
زیست شناسی :
به راحتی میتوانند در سطح آب پرواز کنند و با باز کردن باله های سینه ای و گاهی اوقات با باز کردن باله های شکمی قادر به انجام این عمل هستند و به همین علت به ماهیان پرنده موسوم اند. از نظر تغذیه ای پلانکتون خوارند. تخم ها در آب گذاشته میشوند و بوسیله پیچک های چسبان به اشیاء شناور شبیه جلبک های دریایی چسبیده و شناور می مانند.

|+| نوشته شده توسط سر گروه زیست- حق پرست در شنبه هفدهم آذر 1386 ساعت 11:38 | نظر بدهید

همه ما سنجاقکها را به هنگام پرواز ، در کنار علفزارهای نزدیک دریاها و دریاچه‌ها دیده‌ایم. سنجاقکها به راستی دنیای پر رمز و رازی دارند. سنجاقکها در پرواز چنان مهارت استادانه‌ای دارند که انسان را متحیر می‌کنند. چشمهای سنجاقکها نیز برخلاف چشمان ما که واحد هستند، از هزاران چشم مرکب بوجود آمده‌اند و از قدرت دید بسیار بالایی برخورداند. اما تکامل تدریجی سنجاقکها در دورانهای مختلف زندگی از همه اینها جالب‌تر است.

این موجودات زیبا که معمولا ما آنها را در حال پرواز در هوا می‌بینیم، بیشتر عمر خود را در زیر آب به سر می‌برند. در واقع تمامی عمر خود را در زیر آب به سر می‌برند. در واقع تمامی سنجاقکهای که ما می‌بینیم سنجاقکهای بالغ هستند. قبل از اینکه سنجاقکها به رشد کامل برسند، مدت زیادی را در زیر آب و به شکل شفیره زندگی می‌کنند. شفیره سنجاقکها که بال ندارد. شاد تعجبتان بیشتر شود اگر بدانید که سنجاقکها که چندین سال عمر می‌کنند، تنها چندین هفته بیرون از آب زنده هستند.


آیا می دانید که سنجاقک هم در خانه خود را باز می کند و می بندد؟ البته این بازو بسته کردن را به هنگام تخمگذاری انجام می دهد. سوراخی با گودی شش تا هفت سانتیمتر می کند و سپس با سنگی در سوراخ می بندد و آنگاه به سراغ شکار می رود. کرم ابریشم بزرگی را با نیش گرفته آن را در سوراخ می اندازد و سپس تخم می گذارد و آنگاه کرم دیگری را هم گرفتار کرده و در سوارخ می اندازد و روی آن هم تخم گذاری می کند و در خانه را با سنگی می بندد، در حالیکه غذای تر و تازه برای فرزندان خود که اکنون در تخم هستند آماده کرده است. آفرین بر این هوش و تدبیر!
|+| نوشته شده توسط سر گروه زیست- حق پرست در شنبه هفدهم آذر 1386 ساعت 11:36 | نظر بدهید

یک سایت مفید
http://hbio.10001mb.com/news.php

|+| نوشته شده توسط سر گروه زیست- حق پرست در جمعه شانزدهم آذر 1386 ساعت 2:18 | نظر بدهید

مطالب خنده دار زیست شناسی

خنده‌دار ترین‌ها

  • سعی کنید با چشم باز بخوابید اگر تمام زورتان را زدید حالا با تمام قوا تعجب کنید چرا که دلفین ها با یک چشم باز می خوابند.


 

  • خپل ترین جانور روی زمین حلزون است که می تواند تا سه سال متوالی بخوابد.


 

  • بیکار ترین حیوانات میمون های نر هستند چرا که آنها نیز مثل بعضی مردان ریزش مو پیدا کرده و سرشان حسابی خلوت می شود .


 

  • بدبخت ترین موجود روی زمین جوجه است که قبل از تولد و بعد از مرگ خورده می شود.


 

  • شکمو ترین و نوع دوست ترین موجود نوعی کرم است که در صورت پیدا نکردن غذا شروع به خوردن هم نوعان خود می کند.


 

  • سنگین ترین قلب دنیا به وزن یک تن متعلق به سنگین ترین موجود دنیا یعنی وال است.


 

  • استریل ترین و انتی باکتربال ترین حیوان دنیا نوعی سوسمار است که به غلت داشتن نوعی ماده ضد چرک هیچ گاه زخم هایش چرک نمی کند.


 

  • کرم های نر می توانند همزمان عشق ده کرم ماده را در قلب خود داشته باشند چرا که آنها دارای ده قلب هستند.


 

  • اگر بر حسب اتفاق دیدید که یک جیرجیرک زانوی خود را روی در اتاقی که شما در آن مشغول صحبت محرمانه با دوست صمیمی خود هستید گذاشته تعجب نکنید چرا که او با زانوی خود صدا ها را می شنود . پس شما هم برای تنیبه او با خشانت تمام به جای گوش مالی زانویش زا بشکنید.
|+| نوشته شده توسط سر گروه زیست- حق پرست در جمعه شانزدهم آذر 1386 ساعت 2:1 | نظر بدهید

● ایران شبیه سازی می كند

 

   چندی پیش دانشمندان عزیز كشورمان كه تصمیم گرفته اند در هیچ زمینه علمی از دانش روز دنیا عقب نمانند، موفق شدند نخستین گوسفند شبیه سازی شده خاورمیانه را زنده به دنیا بیاورند. این اقدام گام بلندی در عرصه تحقیقات تكنولوژیك برای دانشمندان ماست. این گوسفند در ساعت ۱۰ شب چهارشنبه یازدهم مردادماه در پایگاه تحقیقاتی رویان اصفهان متولد شد ، ولی متأسفانه علیرغم تلاشهای فراوان دامپزشكی به دلیل عوارض زایمانی و مشكلات تنفسی نتوانست بیش از چند دقیقه زنده بماند.


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط سر گروه زیست- حق پرست در جمعه شانزدهم آذر 1386 ساعت 1:59 | نظر بدهید

جانورشناسى : چرا زبان مارها چنگال‌مانند است؟
ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط سر گروه زیست- حق پرست در جمعه شانزدهم آذر 1386 ساعت 1:57 | نظر بدهید

تستهای فصل هفتم زیست پیش

ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط سر گروه زیست- حق پرست در جمعه نهم آذر 1386 ساعت 23:49 | آرشیو نظرات

چند" بیشتر بدانید "مرتبط با فصل ۲ زیست شناسی پیش دانشگاهی

بیشتر بدانید  1 :

  * نامگذاری آنزیمهای محدود کننده بر پایه نام ژنریک و اختصاصی باکتری که در آن یافت شده است، می باشد و در این نامگذاری  حرف اول نام ژنریک و دو حرف اول نام اختصاصی باکتری به کار می رود. مثال:   آنزیم استخراج شده از باکتری Escherichia  coli  به صورت (Eco.   ) و با توجه به سویه باکتری (  Eco.R1 ) نوشته می شود. و آنزیم استخراج شده از Bacillus  amyloliquefaciens  به صورت (  Bam.) و با توجه به سویه باکتری (Bam.H1) نوشته می شود. که از آنزیم های محدود کننده فوق و آنزیم های محدود کننده  دیگر هر یک جایگاه شناسایی خاصی بر روی مولکول DNA هدف دارند.*
ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط سر گروه زیست- حق پرست در چهارشنبه هفتم آذر 1386 ساعت 14:16 | آرشیو نظرات

بارم بندی کتابهای زیست شناسی دبیرستانی

 

 

 

الف : علوم زیستی به ترتیب شماره فصل ها از راست به چپ

 

نوبت اول : 3 – 4 – 3 – 5/3 – 5/6

 

نوبت دوم : 5/0 - 1 – 5/0 – 1 – 2 – 4 – 7 – 4

 

شهریور : 2 – 5/2 – 2 – 2 – 5/3 – 2 – 4 – 2

 

ب : زیست شناسی و آزمایشگاه 1

 

نوبت اول تا پایان صفحه 81 به ترتیب شماره درس ها از راست به چپ

 

نوبت اول : صفر -  5/4 – 5/6 – 5/4 – 5/4

 

نوبت دوم : صفر –1-  5/1 – 1 – 5/1 – 2 – 5/6 – 5/2 – 4

 

شهریور : صفر – 2 – 3 – 5/2 – 5/2 – 5/1 – 5/4 – 5/1 – 5/2

 

زیست شناسی و آزمایشگاه 2 به ترتیب شماره فصل ها از راست به چپ

 

 نوبت اول : 5/3 – 5/3 – 3 – 5/3 – 3 - 5/3

 

نوبت دوم و شهریور : 2 – 2 – 5/1 – 5/1 – 5/1 -2 – 5/1 – 2 – 2 – 2 - 2

 

زیست شناسی پیش دانشگاهی به ترتیب شماره فصل ها از راست به چپ

 

ترم اول : 3 – 5/2 – 5/2 – 3 – 4

 

جبرانی ترم اول : 4 – 5/3 – 5/3 – 4 -  5

 

ترم دوم : 5/2 – 5/2 – 3 – 5/2 – 5/2 – 2

 

جبرانی ترم دوم : 5/3 – 5/3 – 4 – 5/3 – 5/3 –

 

|+| نوشته شده توسط سر گروه زیست- حق پرست در چهارشنبه هفتم آذر 1386 ساعت 14:6 | آرشیو نظرات

اناتومی مقز انسان

مغز چاپ ارسال به دوست
امتیاز: / 0
بدعالی 
مغز انسان حدود 1500 گرم وزن داشته كه كلاً داخل جمجمه قرار دارد .
مغز از قسمتهاي زير درست شده است :
1- نيم كره هاي مغز
2- تالاموس و عقده هاي عصبي قاعده اي
3- مغز مياني
4- پل دماغي
5- مخچه
6- بصل النخاع
نيم كره هاي مغز
نيم كره هاي مغز دو عدد بوده كه از نظر نردبان تكاملي جديدترين قسمت مغز مي باشند . آنها هديه اصلي خداوند به انسان بوده و تكامل آن از پستانداران از حدود پنجاه ميليون سال پيش شروع شده و در انسان نماهائي مانند « استرالوپيتكوس» به اوج خود رسيد (2 ميليون سال پيش ) .
اختصاص ترين صفت تكاملي ازدياد تعداد ياخته هاي عصبي بوده كه پيشرفت شايان آن را در « هموهابيليس» و « همواركتوس » مي توان مشاهده كرد .دوران طلائي بزرگ شدن مغز در « نئاندرتال » « و هموساپينس» (حدود يكصد هزارسال پيش ) آغاز و به انسان ختم مي شود .
بدون نيمكره هاي مخ ، انسان جاندار بي شعوري بيش نيست . تكوين شعور انسان عبارت بوده است از ازدياد ياخته ها ( نتيجتاً اضافه شدن وزن مغز ) و ارتباطات آنها با يكديگر براي بهتر شدن قدرت پردازش اطلاعات محيطي و دروني . در « مرگ مغزي » اين قدرت از بين ميرود چون كل ساختار مغز مضمحل مي شود . در درون نيمكره ها حفره هايي پر از مايع نخاعي و جود دارند كه بطن ها ناميده مي شوند . دو نيمكره توسط جسم پينه اي به هم متصل مي باشند كه در حقيقت ارتباط اصلي نرونهاي دو نيمكره با هم مي باشند . قسمت هاي مختلف تشكيل دهندة نيمكره ها شامل قسمت هاي زير است :
1- لوب پيشاني .
2- لوب آهيانه اي .
3- لوب پس سري .
4- لوب گيجگاهي .
5- لوب حاشيه اي .
لوب پيشاني
لوب پيشاني مهمترين قسمت تكامل يافتة مغز است . مخصوصاً در انسان و انسان نماها اين قسمت فوق العاده وسعت پيدا كرده است . قسمتهاي خلفي لوب پيشاني ويژة فرمانهاي حركتي بوده و از هم گسيختگي نسج اين قسمت باعث از كارافتادگي يك اندام مي شود . تحريك هر قسمت از اندامها و سر بر روي مكان مخصوصي از اين نوار باريك وجود دارد ، قسمتي از اين ناحيه ، كه بين دو نيمكره وجود دارد، مختص حركات اندامهاي تحتاني مي باشد . درقسمت قدامي ناحية حركتي سرو دست مركز كنترل حركات چشم وجود دارد .
در نيمكرة چپ ، مركز حركتي تكلم درلوب پيشاني مي باشد . از هم پاشيدگي نسوج اين ناحيه باعث گنگي شده و بيمار قادر به گفتار نيست .آنچه از لوب پيشاني باقي مي ماند عبارتست از ناحيه اي كه در جلو قرار داشته و مركز شعور ، منطق ، تفكر و تا حدودي حافظه است . از بين رفتن اين قسمت از مغز در دو طرف منجر به كم اهميت دادن اصول اخلاقي شده و تصميمات بيمار انفعالي مي گردد . اگر آسيب بسيار شديد باشد خلاقيت حركات از بين رفته و ممكن است با حالت اغماء اشتباه شود . يكي از راههاي درمان امراض رواني ، در ابتداي سدة حاضر ، عبارت بود از تخريب دو طرفة قسمتهاي عمقي لوب هاي پيشاني و تبديل بيمار به فردي كه از نظر اجتماعي بيشتر قابل تحمل باشد . متأسفانه اثرات سوء اين عمل جراحي باعث شد كه بعداً كمتر مورد استفاده قرار گيرد .
لوب آهيانه اي
وظايف لوب هاي آهيانه اي در طرف راست و چپ تا حدودي با هم فرق مي كنند . علاوه بر تشخيص محل درد ، گرما ، لمس و محسوسات عمقي در باريكة پشت شيار مركزي ، لب آهيانه اي در طرف راست بينش فضائي را در شخص بوجود مي آورد . عوارض عمقي لوب طرف راست منجر به از دست دادن جهت يابي فضائي فرد گشته وطرف چپ بدن را در كارهاي روزمره فراموش مي كند . به حوزة بينائي چپ توجه نكرده و مثلاً ريش خود را در طرف چپ نمي تراشد ، چنين شخصي رديابي فضائي خود را از دست مي دهد . شدت عارضه در بعضي بحدي است كه بيمار عضوي در طرف چپ بدن خود را از ياد مي برد و فكر مي كند مربوط به شخص ديگري است . لب آهيانه اي در طرف چپ علاوه بر جهت يابي فضائي و محسوسات طرف راست ، وظيفة تكلم را نيز بعهده دارد . اختلال در رياضيات ، محاسبه ، تشخيص راست و چپ بدن ،خواندن و نوشتن و تكلم پس از آسيب رسيدن به لوب آهيانة چپ ديده مي شود .
لوب پس سري
لوب پس سري مسئوليت بينائي را عهده دار بوده و آسيب رسيدن به اين ناحيه شخص را بطوركامل يانافص نابينا مي كند . يكي از بهترين محسوسات محيطي كه به وسيلة آن مكانيسم پردازش اطلاعات در مغز به وسيلة فيزلوژيست هائي مثل « هوبل » و « ويسل » در دانشگاه هاروارد برملا گشته عبارت است از « حس بينائي » اين دو دانشمند به طور سيستماتيك پردازش اطلاعات را از شبكيه تا لوب پس سري دنبال كردند . كار اصلي اين پژوهشگران عبارت بود از ثبت تحريك پذيري سلول هاي شبكيه ، ايستگاه زانوئي و قشر خاكستري مخ ( سلول هاي ساده ،پيچيده و فوق پيچيده ) در مناطق به اصطلاح 17 و18و19 « برودمن » لازم به يادآوري است كه « برودمن» پژوهشگري بود كه سطح مغز را از 1 تا 52 منطقه بر حسب انواع ياخته هاي قشر خاكستري طبقه بندي كرد. مثلاً منطقة 46 ويژه حافظه بوده و 44 بيان تكلم را به عهده دارد . « هوبل و ويسل» دريافتند كه به ترتيب كه اطلاعات از يك ايستگاه به ايستگاه ديگري منتقل مي شده پيچيده تر و به حقيقت نزديك تر مي شود . مثلاً سلول هاي شبكيه و ايستگاه زانوئي فقط به بك نقطة نوراني پاسخ داده ، درحالي كه سلول هاي سادة كورتكس بينائي تنها به يك نوار نوراني با محور خاص پاسخ مي دهند . مي توان تصور كرد كه اين نوار از تعدادي نقطة نوراني درست شده است . بنابر اين ، سلول هاي سادة قشر خاكستري نسبت به يك نقطة نوراني بي تفاوتند . به همين ترتيب كه جلو برويم مشاهده مي شود كه سلو لهاي پيچيدة كورتكس توسط يك لبة نوراني تحريك مي شوند كه محور مشخصي داشته ولي محل آن مهم نيست . بهترين ، تحريك براي يك سلول فوق پيچيده يك گوشه است . با در نظر گرفتن بحث بالا ، هر چقدر از منطقة 17 به طرف منطقة 19 مي رويم وظيفة سلول ها پيچيده تر شده به تحريكي نوين پاسخ مي دهند . اين موضوع در تشخيص فاصله و رنگها بسيار صادق است .
لوب گيجگاهي
اين لوب در طرف راست نقش مهمي از نظر هنر تشخيص رنگها و جوانب مختلف دستگاههاي موسيقي داشته و در طرف چپ تأثير مهم آن درتكلم انسان است . درك صداهاي شنيده شده و پردازش دستوري گفتار و آماده كردن پاسخ شايسته ، به وسيله لوب آهيانة چپ صورت مي گيرد . آسيب رسيدن به لوب گيجگاهي گاهي باعث از بين رفتن توانائي نامگذاري افراد و اشياء مي شود . همچنين لوب هاي گيجگاهي راست و چپ با هم نقش مهمي در فعال نگهداشتن حافظه دارند. دروازة اصلي ورود اطلاعات محيطي به مغز و ثبت آنها در گرو سلامتي لوب گيجگاهي است .
به نظر مي رسد كه « هيپوكامپ» اين ناحيه همگام با قسمت هاي ديگر لوب حاشيه اي نقش كليدي در قبول يا رد اطلاعات داشته باشند .از اين مكان است كه اطلاعات منتشر شده از محسوسات محيطي به نقاط ديگر مغز مخصوصاً لوب هاي پيشاني مي روند .بخش ديگري از فيبرهاي آورندة اطلاعات به لوب گيجگاهي از ساقة مغز و هستة « مينرت» مي باشد .
از بين رفتن « هيپوكامپ » منجر به عدم توانائي انسان در تثبيت حافظه شده و شخص قدرت انتقال اطلاعات رابه ساير نقاط مغز از دست مي دهد .
اگر انساني هر دو لوب گيجگاهي مخصوصاً دو « هيپوكامپ » را از دست بدهد براي هميشه قدرت ثبت اطلاعات از محيط را براي يادآوري در دراز مدت از دست خواهد داد .در ام- آر- آي روبرو هر دو لوب گيجگاهي به خاطر انسفاليت آسيب ديده و قدرت حافظه بيمار شديداً صدمه ديده است . حس شامه نيز با لوب گيجگاهي ارتباط دارد .

لوب حاشيه اي
لوب حاشيهاي از قديمي ترين قسمتهاي مغز بوده و وظيفه اش بيان غرايض جنسي و تأمين احتياجات احساسي و تنازع بقاست . لوب حاشيه اي در اصطلاع به « مغز اول » مشهور شده و از اينجاست كه تمام اطلاعات پس از بررسي و فيلتر شدن مي توانند به ساير نقاط مغز رسوخ كنند . احساس امنيت دروني با وجود لوب حاشيه اي امكان پذير است . اينجا محل احساسات قلبي و فردي و عشق و دلدادگي است . با تكيه به« مغز اول » است كه انسان كاري را انجام داده و سپس با مراجعه به منطق و « مغز جديد» يا « نئوپاليوم » پشيمان مي شود . در اين مكان است كه موجود براي حفظ خود و خانواده حاضر است به استدلال كم محلي كند . كنترل اصلي سلسله اعصاب نباتي هنگام جنگ و ستيز يا پشيماني و غم و اندوه در دست« مغز اول » يا « آركي پاليوم » مي باشد . بالاخره زبان اصلي نهفته در نگاه افراد به يكديگركه حاصل آن دوست داشتن فردي و يا تنفر از فردي ديگر مي شود در لوب حاشيه اي است .

تالاموس
تالاموس توده اي از سلولهاي عصبي با اندازه هاي مختلف است كه وظيفة پردازش و هم آهنگ كردن پيامهاي حسي را در ارتباط با فعاليت هاي حركتي داشته و دراين خصوص با گره هاي عصبي قاعدة جمجمه ، قشر خاكستري مغز و مخچه در تماس دائم مي باشد . تالاموس نيز نقش بي نهايت مهمي در دريافت درد و محسوسات محيطي دارد . آسيب يك طرفه به تالاموس باعث كرخ شدن طرف مقابل بدن و آسيب دو طرفه ، بيمار را به حالت بيهوشي مي برد .

گره هاي عصبي قاعدة مغز
هسته هاي دم دار و عدسي شكل از مهمترين گره هاي عصبي قاعدة مغز مي باشند كه ارتباط تنگاتنگ با تالاموس ، قشر خاكستري مغز و مخچه داشته و عملكرد اصلي آنها تنظيم فعاليت هاي حركتي ماهيچه ها بوده و در تداوم حركات آنها نقش مهمي دارند . نارسائي گره هاي عصبي قاعدة مغز باعث لرزش هاي غيرارادي و سفتي و كمي تحريك ماهيچه ها شده و تابلوئي شبيه مرض پاركينسون را بوجود مي آورد .

ساقة مغز
از نظر تكاملي ساقة مغز يكي از قديمي ترين قسمت هاي سلسلة اعصاب بوده كه علاوه بر حفظ هوشياري و كنترل خواب ، تنفس و گردش خون ، محل گردهم آئي اعصاب جمجمه اي نيز مي باشد كه در تعيين تكليف مرگ مغزي بسيار پراهميت اند . اندازه و پاسخ مردمك ها به نور ، رفلكس هاي قرينه و سرفه ، حركات چشمها ، زبان ، صورت ، حلق و حنجره نيز عمدتاً توسط ساقة مغز كنترل مي شود .ساقة مغز گذرگاهي است دوطرفه براي گذشتن محسوسات از محيط خارج به طرف مغز و آوردن پيامهاي عصبي از مغز و ساقة مغز به طرف نخاع و اندامها .
ساقة مغز محلّ تمركز و پخش پيام هاي مهم و ابراني به اقصي نقاط نخاع براي حفظ و كنترل قوام ماهيچه ها است كه نهايتاً بر روي رفلكس هاي وتري نيز تأثير مي گذارند . اين پيامها ، به طور مستقيم و غير مستقيم ، از هسته هاي ساختمان مشبك در سطح « پل دماغي » و « بصل النخاع » و « مغز مياني » نشأت گرفته و به همراهي پيام هاي « هسته هاي قرمز » و « هسته هاي گوش داخلي » بر روي « نرون هاي حركتي گاما » سرازير مي شوند . تحريك نرون هاي حركتي گاما ، به طور غير مستقيم ، پس از تحريك « نرون هاي حركتي آلفا » قوام ماهيچه ها را زياد كرده و آنها را سفت مي كند . در اين گونه موارد رفلكس هاي وتري نيز تشديد مي شوند . هرگاه مغز از بين رفته ولي ساقة مغز از مغز مياني به پائين در حيات باشد ، رفلكس هاي وتري بسيار شدت يافته و ماهيچه ها آنقدر سفت مي شوند كه دست ها و پاها سيخ شده حالت « دِسِرِ بره» به خود مي گيرند ، يا اينكه دست ها از آرنج خم شده و پاها سيخ مي شوند كه به اين حالت « دكورتيكه» گويند . به تدريج كه ساقة مغز وظايف خود را از دست داد ، قوام ماهيچه نيز از بين رفته آنها لَخت مي شوند . در اين زمان رفلكس هاي وتري نيز وجود ندارند . اين حالت در « مرگ مغزي » به خوبي مي شود به طوري كه تمام ماهيچه ها شل بوده و رفلكس ها ناپديد گشته اند چون تمام ساقة مغز از كار افتاده است . ساقة مغز از قسمتهاي زير تشكيل شده است .مغز مياني ، پل دماغي و بصل النخاع .

1- مغز مياني
بخش هاي مهمي از مغز مياني كه در مرگ مغزي اهميت دارند عبارتند از : ساختمان مشبك كه مسئول حفظ سطح هوشياري ، بوده ، پايك هاي مغزي كه از الياف و ابران حركتي درست شده اند و اعصاب جمجمه اي سه و چهار كه حركات چشمها ، اندازه و پاسخ مردمك ها را به نور به عهده دارند . آسيب دو طرفه به ساختمان مشبك باعث حالت اغماء شده و اگر پايكهاي مغز آسيب ببينند فلج اندامها و در مورد اعصاب سه و چهار ضعف حركات چشم ها و بزرگ شدن مردمك ها با عدم پاسخ به نور را موجب مي شود و اگر آسيب بسيار شديد باشد حركات چشم عروسكي نيز از بين مي روند . پس به اين ترتيب با معاينه و تعيين سطح هوشياري ، حركات و مردمك هاي چشم و قدرت اندامها مي توان به سالم بودن مغز مياني پي برد .
2- پل دماغي
اجزاء مهم پل دماغي عبارتند از : قسمت ديگري از ساختمان مشبك ، اعصاب جمجمه اي پنج ، هسته عصبي شش و هفت و الياف مرتبط كنندة مخچه به سلسله اعصاب مركزي .
آسيب دو طرفه به دو سوم فوقاني ساختمان مشبك پل دماغي باعث حالت اغماء شده و گرفتاري عصب شش ، حركات چشمها را در محور افقي مختل و آسيب به عصب پنج باعث از بين رفتن حس قرنيه و رفلكس قرنيه مي شود . بنابر اين مي توان با در نظر گرفتن سطح هوشياري بيمار ، حركات كرة چشم و صورت و رفلكس قرنيه به و ضعيت تشريحي آن پي برد .

3- بصل النخاع
اين قسمت از ساقة مغز از ساختمان مشبك ، مراكز كنترل تنفس و گردش خون ، اعصاب جمجمه اي 9، 10،11،12 و الياف حسي و حركتي اي كه مخچه ، نخاع ، ساقة مغز و نيمكره ها را به يكديگر مربوط مي كنند درست شده است . در بصل النخاع ، ساختمان مشبك نقشي در تأمين سطح هوشياري نداشته و بلكه آسيب به اين قسمت از مغز به صورت نارسائي شديد و تنفس و گردش خون خود را نشان داده و رفلكس سرفه از بين مي رود . در صورتي كه بيمار هوشيار باشد ، قدرت بلع در او از بين خواهد رفت .

مخچه
مخچه درست در پشت سر و در قسمت خلفي پل دماغي و بصل النخاع قرار گرفته است . در حقيقت مخچه جعبه سياه سلسله اعصاب مركزي بوده كه تعادل انسان را كنترل كرده سرعت و دامنةحركات را طوري تنظيم مي كند كه آنها بدون نقص باشند . مخچه در ارتباط دائم با گيرنده هاي حسي محيطي و جمجمه اي بوده و از طريق مغز مياني و پل دماغي پيوسته وضعيت تعادل بدن را در اختيار تالاموس ، گره هاي عصبي قاعدة مغز و قشر خاكستري مي گذارد . سه منبع اصلي ارتباط مخچه با اطلاعات محيطي عبارتند از :
1- پيام هائي كه از نخاع به مخچه مي رسند و نقطة شروع آنها در ماهيچه ها ، زردپي ها ، پوست و مفاصل است . اين پيام ها به سرعت مخچه را از وضعيت اندام ها ، مخصوصاً اندام هاي تحتاني ، در فضا آگاه مي سازند . توسط همين پيام هاست كه انسان دائماً بررسي كرده و حركات را ظريف تر مي سازد . اشكال در اين سيستم باعث تلوتلو خوردن شخص هنگام راه رفتن مي شود . كرمينه قسمتي از مخچه است كه پردازش اطلاعات فوق را در دست دارد .
2- پيام هائي كه از گوش دروني به مخچه رسيده و دائماً آن را در جريان موقعيت فضايي سروگردن قرار مي دهند . به وسيله اين اطلاعات مركز ثقل انسان درون سطح مقطع بدن بر روي زمين قرار مي گيرد . كنترل اصلي تعادل حركات چشمها و محور عمودي بدن از وظايف اين سيستم است . حفظ تعادل در حركات مستلزم چرخشي سلامتي اين قسمت از مخچه است كه در قاعدة آن قرار دارد .
3- اطلاعاتي كه از مغز رسيده و نقش اصلي كنترل حركات ظريف اندام ها ( مخصوصاً دست ها ) را به عهده دارند . اختلال در اين سيستم باعث شلختگي در حركات مهارتي مي شود . نيمكره هاي مخچه همگام با مغز در اين مورد به انسان ياري مي كنند . عملكرد مخچه در بيماري كه به حالت اغماء است از اهميت كمتري برخوردار است .
جريان خون مغز
خون رساني به مغز توسط سرخرگ هاي سبات و مهره اي صورت مي گيرد كه مجموعاً چهار عدد بوده و حدود يكهزار سانتي متر مكعب در دقيقه به مغز خون مي رسانند . اين ميزان بسيار زياد خون مبين سرعت متابوليسم بالاي مغز بوده و نياز شديد به اكسيژن و گلوكز است . زمان جريان خون از سرخرگ هاي سبات تا سياهرگ هاي وداج حدود ده ثانيه است .قطع كامل جريان خون مغز پس از مدت پنج تا ده ثانيه منجر به بيهوشي مي شود و اگراين زمان از ده دقيقه بيشتر شود نسج مغز از بين مي رود .

ساختمان مشبك
يكي از سري ترين مناطق سلسلة اعصاب مركزي ، ساختمان مشبك است كه درست در مركز ساقة مغز قرار داشته و از بصل النخاع تا قسمت فوقاني مغز مياني كشيده مي شود . كمتر جائي از سلسلة اعصاب مركزي است كه ساختمان مشبك در آن دست نداشته باشد . ساختمان مشبك از تعداد زيادي سلول به اندازه هاي مختلف درست شده كه زوائد آنها نسبتاً كوتاه مي باشند . علاوه برساقة مغز ، نخاع ،مخچه ، اعصاب جمجمه اي ،گره هاي عصبي قاعدة مغز ، تالاموس و نيمكره ها همه با ساختمان مشبك ارتباط دارند . علاوه بر اين كه ساختمان مشبك قديمي ترين قسمت سلسلة اعصاب مركزي است ، دركنترل خواب ، قوام ماهيچه ها « تن ماهيچه اي» و درد نيز نقش كليدي دارد ولي وظيفة اصلي آن برقرار داشتن سطح هوشياري است . هرگونه ضايعة نسجي ، حتي يك ميلي متر ، اگر دو طرفه باشد و در ساختمان مشبك اتفاق افتد منجر به از دست رفتن هوشياري مي شود .

بطن هاي مغز
درون مغز انسان حفره هائي وجود دارند كه بطن ناميده مي شوند . دو بطن درنيمكره ها و بطن سوم بين گره هاي عصبي قاعدة مغز ، بطن چهارم در پشت ساقة مغز بوده كه مخچه آن را مي پوشاند . درون بطن هاي مغز مايع مغزي نخاعي وجود دارد كه درون بطن ها و روي سطح مغز درجريان است تا جذب شود . وزن مغز درون مايع مغزي نخاعي حدود 50 گرم است .

پوشش هاي مغز ، مخچه و ساقة مغز
اين قسمت ها توسط سخت شامه و دو لاية نرم شامه پوشانيده شده است كه وظيفة حفظ و حراست آن را به عهده دارند .


فيزيولوژي مغز
مغز از فعال ترين و آسيب پذير ترين اعضاي بدن انسان بوده و در حالي كه جزء كوچكي از ساختار ماست اما براي تأمين تغذية خود احتياج به بيش از يك ليتر خون در دقيقه دارد . زياد بودن ميزان سوخت و ساز مغز است كه مقاومت آن را نسبت به كمبود اكسيژن و گلوكز بسيار كم مي كند . ياخته هاي مغز بيش از چند دقيقه توانائي كمبود اكسيژن را ندارند و در صورد ادامة هيپوكسي براي هميشه قدرت پردازش خود را از دست مي دهند . از دست رفتن قدرت پردازش خود را به صورت تضعيف مشاعر و خلاقيّت فكري نشان مي دهد .
اگر سي تي اسكن طبيعي با سي تي اسكن مغزي كه اكسيژن به آن نرسيده مقايسه شود ، مي توان شدت آسيب به مغز را از ميزان كم شدن ضخامت قشر مخ تشخيص داد .
يكي از دلايل مهم ضربه پذيري مغز فراواني تعداد و ارتباطات ياخته هاي آن است . از حدود سه ميليون سال پيش ، به طور روز افزوني ، به وزن مغز انسان نماها اضافه شده است ، مثلاً درحالي كه حجم مغز يك انسان نما پا نصد سانتي متر مكعب است ، در انسان اين حجم به يكهزارو پانصد سانتي متر مكعب مي رسد . تعداد ياخته هاي مغز ما حدود پنج تا ده هزار ميليون بوده كه با هم شبكة بسيار پيچيده اي از ارتباطات عصبي را درست مي كنند. اين تعداد ياخته در جانداران پست كمتر بوده و ارتباطات عصبي ضعيف تر مي باشند . مدارهاي الكتريكي فعال ، پايه و اساس كار مغز را تشكيل مي د هند كه به صورت سطح هوشياري جلوه گر مي شوند . مغز جزء لاينفك پديدة حيات بوده و ساير اعضاء ناگزير از فرمانبرداري هستند و تلاش آنها براي بر پانگداشتن آن است . از قديم در ضمير انسان هميشه اين پرسش مطرح بوده كه چه چيز باعث زنده و فعال بودن انسان مي شود ؟
حيات كجاست ؟ روح چيست ؟ و نتيجتاً در اين مورد بحث هاي زياد فلسفي ، ديني وعلمي وجود داشته و دارد .
حدود چهار هزار سال پيش ، سومري ها ، آشوري ها و مردم بين النهرين ، سرچشمة حيات را در كبد مي دانستند. در زمان فراعنه ، مصري ها معتقد بودند كه همراه با مرگ انسان روح « با» از بدن پرواز مي كند . آنها باور داشتند كه روح انسان در قلب و احشاء او مي باشد . در زمان تمدن طلائي يونان قديم ، حدود چهار صد سال قبل از ميلاد ، افلاطون ، به دليل اين كه ستارگان و عالم به صورت كروي بودند و مغز نيز گرد بود ، وجود روح را در سر مي پنداشت . ارسطو كه خود شاگرد افلاطون بود ، برعكس ، مي پنداشت كه حيات انسان در قلب اوست و محتملاً برهاني كه اين طرز فكر از آن نشأت گرفته عبارت بود از مردن حيوان با از دست رفتن گردش خون بدن .
با شروع مسيحيت و ابتداي تمدن روم ، در حدود دويست سال بعد از ميلاد ، به اعتقاد ابن سينا ، جالينوس با كالبد شكافي هاي خود به وجود بطن هاي مغزي پي برد ( دو بطن در طرفين يكي در وسط و يكي در پشت ساقة مغز ).
همچنين ، او كه پزشك گلادياتورهاي رومي بود شديداً با گفته هاي ارسطو ، كه محسوسات و حيات در قلب جاي دارند ، مخالف بود . وي با بررسي هاي آزمايشگاهي مشاهده كرد كه هرگاه بر روي مغز حيواني فشار آورده شود بلافاصله بدن او فلج مي شود در حالي كه فشار بر روي قلب اين حالت را بوجود نمي آورد . متأسفانه شدت نفوذ عقايد افلاطوني و ارسطوئي آن چنان زياد بود كه افكار جالينوس مورد قبول عام واقع نشد .
اصول طرز تفكر قرون وسطائي را در ادغام افكار جالينوس و افلاطون مي توان دانست . پس از گذشت زمان اعتقاد بر اين قرار گرفت كه بطن هاي طرفي مغز مركز دريافت محسوسات بوده كه بتدريج دربطن سوم تبديل به منطق شده و نهايتاً در بطن چهارم به صورت حافظه باقي مي مانند . اين روند فكري بيش از يكهزار وسيصد سال دوام آورد . از جمله پژوهشگراني كه در تغيير طرز فكر آن دوران نقش مهمي را بازي كرد لئوناردو داوينچي بود . او با كالبدشكافي هاي خود دريافت كه محسوسات به تالاموس رفته و هم او بود كه قالب مومي بطن هاي مغز گاو را ساخت .حتي داوينچي نيز در سدة پانزدهم تحت تأثير شديد افكار « جالينوس ، افلاطون » بود و مصّر بود كه بطن سوم ، و نه بطن هاي طرفي ، مركز حواس پنجگانه مي باشد . مخالفت داوينچي با اصولي غير اصول علمي براي پژوهش در مورد فرضيات علمي و سعي او در رواج كالبد شكافي باعث شد كه كليسا با او سخت مخالفت كند به طوري كه درسال 1515 حكم اخراج او از رم توسط پاپ امضاء شد .
بت شكن بعدي ، در مورد تفحص در علوم ، دكارت بود . برخلاف داوينچي ، دكارت علاقه اي به كالبد شكافي نداشت و ظنّ او درمورد امكان اشتباه حواس پنجگانه باعث شد اصول تفكر را در پژوهش بنيان گذارد . در قرون شانزدهم و هفدهم نحوة عملكرد مغز در مورد حيات انسان هنوز از آنچه درقرون گذشته رواج داشت نشأت مي گرفت . در نموداري كه دكارت وصف مي كرد طرح كلي اين بود : حيات انسان در كبد بوجود آمده و به قلب مي رود . از قلب به قاعدة مغز رفته پس از مخلوط شدن با هواي تنفسي از طريق غذة كاجي به بطن هاي مغز مي ريزد . سپس روان از طريق روزنه هاي متعدد وارد مجاري باريكي شده و از آنجا به اعضاء مختلف حركتي ، مخصوصاً ماهيچه ها ، مي رود .
نا گفته نماند كه پيشرفت علوم و فلسفه در مشرق زمين بين قرون هشتم و يازدهم زبانزد خاص وعام بوده و اغلب پژوهشگران دوران طلائي اسلام در نشان دادن تشريح انسان از نمودارهاي هندسي استفاده مي كردند .شهرت پژوهشگران و اطبائي همانند « رازي» در سدة دهم و « ابن سينا» با كتاب قانون وي در سدة يازدهم هجري بر كسي پوشيده نيست .
بالاخره رسالت بزرگاني درعلوم مانند داوينچي و ابوعلي سينا بدست كالبد شكافاني مانند « وساليوس» و « توماس ويليس» افتاد . بتدريج تشريح دقيق تر و بهتر شد به طوري كه دقت « وساليوس» درثبت جزئيات تشريح مغز كاملاً آشكار است . گرچه از قرون شانزدهم و هفدهم بر همه آشكار بود كه مركز حيات و منطق و مشاعر در مغز مي باشد ولي اين كه آيا كدام نقطه از مغز چه چيزي را كنترل مي كند هنوز مشخص نبود . آنچه مسلم است اين كه در اذهان تبلور چنين افكاري ديده مي شد و همه درپي آن بودند كه فلان خط شخصيتي افراد از كجا سرچشمه مي گيرد . تصوراتي كه گاهي اوقات نيز منجر به استفاده هاي نامشروع از علم بشود رواج داشت .
يكي از پديده هاي بسيار جالب سدة هيجدهم كه شبيه به « كف شناسي » بود به نام «فرنولوژي» خوانده مي شد . باني فرنولوژي شخصي بود به اسم « ژوزف گال» اين فرد زرنگ در پي اين بود كه روشي را پيدا كند تا توسط آن بتواند شخصيت فكري و شعوري شخص را بيان كند .« گال» متوجه شده بود دانش آموزاني كه چشم هاي مشخص و برجسته اي دارند داراي ضريب هوشي بالائي مي باشند . به همين دليل او به زندانها ، دبيرستانها و ديوانه خانه ها رفت تا بتواند فرمولي پيدا كند كه بتوان به وسيلة آن از وضع ظاهري سر يك نفر به ذات او پي برد . آقاي گال سطح سر را به مناطقي تقسيم كرد كه هر كدام برحسب برآمدگي و فرورفتگي بخصوصي كه داشتند بيانگر يك صفت خاص فرد بود . فرنولوژي در قرون هيجدهم و نوزدهم در بيشتر جاهاي اروپا رواج كامل داشت . كلينيك هاي مخصوص فرنولوژي در اروپا تأسيس شد و به آمريكا نيز سرايت كرد . به اين ترتيب در مي يابيم كه حتي تا سدة هيجدهم و اوايل سدة نوزدهم نيز در بررسي كاركرد مغز در مجامع علمي از هم گسيختگي كلي وجود داشته است .
ضربه اصلي به فرنولوژي زماني وارد شد كه در اواسط سدة نوزدهم حادثه غير منتظره اي در آمريكا و چشم هاي تيزبين طبيبي در اروپا اساس آن را در هم ريختند .
داستان از اين قرار بود كه در فرانسه جراحي به اسم « پيربروكا» بيماري را با ضعف طرف راس و گنگي پيگيري مي كرد . درمانهاي معمولي تأثيري نبخشيده و بيمار مزبور نهايتاً فوت كرد . خوشبختانه « بروكا» در انديشه بود و بلافاصله بيمار را كالبد شكافي كرده و در مغز او ناحيه اي را پيدا كرد كه بر اثر سكتة مغزي از بين رفته بود . « بروكا» براي اولين بار رازي را كه در قرون گذشته بر بشر نهفته بود برملا كرد كه آن اختصاص مناطق مختلف مغز به وظايف مشخص و ويژه اي بود . او مبناي پژوهشهائي را گذاشت كه بعداً ما را قادر كردند كه سطح مغز را بر حسب كار ويژه اي كه انجام مي دهد تقسيم بندي كنيم .
در همان ايام در منطقه صخره اي ايالت « ورمانت» آمريكا حادثة مشابهي رخ داد . كارگران بشدت مشغول نصب ريل هاي آهن بودند . سركارگر « گِيج» در حال بررسي علت عمل نكردن انفجار باروت بود كه جرقة ناشي از برخورد ديلم با سنگ موجب انفجار و پرتاب آن به بيرون و مجروح شدن پيشاني او گرديد . جراحت مغز آقاي گِيج بتدريج در بيمارستان التيام يافت ولي اثرات آن بر روي شخصيت او غيرقابل باور و انكاربود . اين حادثه آقاي گِيج را از فردي جدي و وقت شناس و با ادب تبديل به شخصي انفعالي ، بي ادب و لاابالي كرد . در حالي كه قبل از سانحه او به فكرخانواده و آيندة خود بود ، بعد از آن دربدر شد و بدور از خانواده آس و پاس و گمنام درگذشت .
دو حادثة بالا مبناي تشخيص تشريحي امراض مختلف توسط حرفة اعصاب داخلي تا كنون مي باشد . مثل جانبازي كه به خاطر ورود و خروج تركش از نيمكرة چپ دچار فلج راست شده است .
جنبه ديگر كاركرد مغز ، « فيزيولوژي» مستلزم آزمايش هاي بسيار سادة « گالواني» در ايتاليا بود . گالواني براي اولين بار ثابت كرد كه در مغز حيوانات الكتريسيته وجود دارد . از جمله تفريحات او اين بود كه در شب هاي توفاني سربرقگيري را به مغز قورباغه و پاي قورباغه را توسط سيمي به زمين وصل مي كرد . سپس او با كمال تعجب مشاهده مي كرد كه هنگام رعد و برق بدن قورباغه به تشنج در مي آيد . «گالواني» پيش بيني كرد كه در مغز انسان و حيوانات چيزي به اسم« الكتريسيتة حيواني» وجود دارد . اثبات وجود« الكتريسيته حيواني» مستلزم اختراع « گالوانومتر» در سال 1820 بود .
كشف الكتريسيته و تحريك پذيري مغز توسط آن به وسيله « فريش و هيتزيك» دو دانشمند آلماني در اواخر سدة نوزدهم انجام شد . اين دو دانشمند مشاهده كردند كه تحريك سطح مغز باعث تحريك و حركت ناگهاني اندامهاي آنها مي شود .
مجموعة مشاهدات كلينيكي بيماران صرعي توسط « جاكسون» در انگليس به همراه نتايج حاصل از آسيب هاي وارده به سطح مغز توسط « فلورنس» فرانسوي ، « گولتز» و « مانك» آلماني مقدمه اي شد براي بسيج همگاني به منظور يافتن نقاط ويژه اي از سطح مغز كه مسئول وظيفه اي بخصوص مي باشند . اين كوشش ها تا زمان « پنفيلد» كانادائي تا اوايل سدة بيستم طول كشيد تا بتوان نقشة سطح مغز را كشيده و نقاطي را كه وظايف مشخصي دارند رديابي كرد . «پنفيلد» توانست با تحريك الكتريكي سطح مغز در بيماراني كه با بي حسي موضعي عمل مي شدند و تحليل پاسخ آنها به تحريك ، نقاط مختلف قشر خاكستري را از نظر وظيفه اي كه انجام مي دهند دقيقاً طبقه بندي كند . طبق يافته هاي او لوب پيشاني مخصوص اعمال حركتي و مشاعر عالي فرد ، دو طرف آهيانه ويژة اعمال حسي و لوبهاي پس سري مختص حس باصره هستند . طبق همين پژوهش ها ، نيمكره چپ مغز اختصاص به تكلم داشته و نيمكرة راست ، ارتباطات فضائي را براي انسان به وجود مي آورد .
شروع فيزيولوژي مستلزم ثبت امواج مغزي توسط « برگر» آلماني بود كه در اواخر سدة نوزدهم انجام شد و نواز مغزي را به ما معرفي كرد . سرعت پيشرفت فيزيولوژي سلولي زماني به اوج خود رسيد كه « رامون كاخال» اسپانيائي تئوري سلولي را درمغز به اثبات رساند و سپس پژوهش هاي مداوم توسط « هاجكينز» و « هاكسلي» كه اختلاف سطح الكتريكي را درياخته هاي مغزي اندازه گرفتند و سپس انجام تحقيقات « جان اكلز» در انگليس و « هوبل» و « ويسل» در آمريكا مي باشد .
هم اكنون يك بار ديگر بشر بر سر دوراهي قرارگرفته است . چگونه اطلاعات محيطي توسط حواس پنجگانه گرفته شده و درنقاط مختلف ذخيره مي شود؟
حافظة فعال چگونه بوجود مي آيد ؟ ارتباطات مغز چگونه است ؟ زبان ارتباطي و شيميايي مغز چيست ؟ در اين مورد بايستي از كارهاي با ارزش « اريك كاندل» و « ورنون مانت كاسل» درآمريكا صحبت به ميان آيد كه يك بار ديگر فيزيولوژي مغز را ورق زده و به جنبة نوين و ملكولي آن پرداخته اند .
درحال حاضر براي بشر ثابت گشته كه همه چيز ما مغز ماست :
تحرك ، زبان و خط ، سرازير شدن در ورطة عصيان ، عشق و دلدادگي ، خشم و ترس و كنترل تمام كارهاي حياتي بدن مثل گردش خون و تنفس .

تعريف سطح هوشياري و حالت اغماء
درتعريف سطح هوشياري اختلاف نظر وجود دارد . آيا سطح هوشياري يك طوطي به اندازة سطح هوشياري انسان است ؟ و آيا سطح هوشياري تمام افراد روي زمين با هم برابر است ؟ چه فرقي است بين سطح هوشياري يك سياستمدار زبردست و انسانهاي معمولي اجتماع ؟ يا اين كه چه بُعدي از هوشياري را مولانا درك مي كرد كه ديگران از فهم آن عاجز بودند ؟ به نظر مي رسد كه همه متفق القولند كه دو شق در سطح هوشياري وجود دارد ، يكي آن كه از ساختمان مشبك ساقه مغز نشأ‌ت گرفته و در تمام موجودات زنده از ماهي طلائي تا طوطي و سنجاب و انسان وجود داشته و عامل اصلي اطلاع جاندار از محيط درون و بيرون خود است . هدف از اين چنين سطح هوشياري عبارتست از كمك به موجود زنده براي توليد مثل ، تغذيه ، جنگ و جدال و آنچه لازم است كه موجوديت او تأمين شود . بنابر اين مي توان گفت كه سطح هوشياري حاصل از ساختمان مشبك ساقة مغز در دايناسورها كه دويست ميليون سال پيش روي زمين پرسه مي زدند به همان ميزان در بقاي حيوان با ارزش بود كه سطح هوشياري انسان فعلي كه عمري حدود يكصدهزارسال دارد. با وجودي كه مغز دايناسورها به مراتب از مغز پستانداران فعلي پست تر بود ولي قرعة تكامل با جهشي برتر نصيب انسان نماها شد كه عمري حدود دو ميليون سال بيش ندارد يعني در حقيقت زماني كه انسان نماها شروع به كاربري دست خود كردند . اولين آثار مدون بكارگيري مغز جديد در انسان حدود هفده هزارسال پيش بود كه آثارش به صورت نقاشي بر روي ديوارهاي غاري در فرانسه نمايان است . در اين زمان است كه انسان باضمير خود در تماس بوده و تصوير از بين رفتن همنوع خود را توسط يك گاو وحشي به وجود مي آورد .آنچه مغز جديد به انسان داد در هيچ موجود زنده ديگري نظير آن وجود ندارد . دو فرآيند مهم مغز جديد عبارت بودند از قدرت تكلم و گسترش بي همتا در تجزيه و تحليل محيط خود . هيچ كلمه اي به تنهائي نمي تواند اين توانائي فكري انسان را بيان كند . توانائي كه مشتمل مي شود بر قدرت تصور ، آينده نگري ، استدلال ، حكمت ، بيان احساسات ، منطق ، حافظه تحليل و …….. اين شاخة دوم سطح هوشياري است كه توسط نواحي مختلف قشر خاكستري نيمكره هاي مغز به مرحلة عمل درمي آيد . تا كنون پژوهش در مورد يافتن مركزي براي اين همه فعاليت ها در سطح عالي مغز عقيم بوده ولي تصور مي شود كه رمز كار در ازدياد تعداد واحدهاي مسئول براي پردازش اطلاعات در مغز انسان است . با در نظر گرفتن بحث بالا ، از بين رفتن سطح هوشياري مستلزم عدم كارآئي ساقة مغز ( ساختمان مشبك ) و يا قشر خاكستري دو نيمكره مي باشد . به همين دليل است كه در مرگ مغزي بررسي ساقه و نيمكره مغز از اهميت زيادي برخوردار مي باشد .

چه كسي در حال اغماء است ؟
بيماري كه به پزشك معاينه كننده پاسخ مقتضي ندهد و پلكهايش بسته باشد در حال اغماء است .در بيشتر موارد چنين بيماري قدرت تكلم را از دست داده و تماس با او غيرممكن است . بديهي است اگر بيمار سخنان ما را درك نكند در اين صورت از نحوة پاسخ به تحريكات دردآور مي توانيم به عمق حالت اغماء پي ببريم و در صورتي كه بيمار پاسخي به تحريكات دردآور ندهد اغماء او كامل است .به زبان ساده مي توان گفت كه در مرگ مغزي ، بيمار به هيچ گونه تحريكات محيطي پاسخ نداده ، چشمان او بسته است ، سخني بر زبان نياورده و درك مفاهيم گفتاري در او از بين رفته است .
چه عوامل باعث حالت اغماء مي شوند ؟
هرعاملي كه باعث از كار افتادن دو طرفة قشر خاكستري مغز شود ، موجب حالت اغماء خواهد شد . بنظر مي رسد كه آسيب به يك نيمكره براي ايجاد حالت اغماء كافي نيست .از عللي كه به دونيمكره آسيب مي زنند عبارتند از : ضربه هاي مغزي ، خفگي با گاز ذغال ، مننژيت ، نرسيدن اكسيژن به مغز در اثر ايست قلبي يا دار زدن ، نارسائي هاي كليه و كبد .
همانطوري كه برترين عملكرد قشر خاكستري مغز در نيمكره ها هوشياري كامل است برعكس آن حالت اغماء مي باشد .
بيشتر ضايعاتي كه به ساقة مغز وارد مي شوند ، اگر ساختمان مشبك را در دو طرف گرفتار كنند ، توليد حالت اغماء مي كنند . اين ضايعات معمولاً در ناحية مغز مياني يا پل دماغي مي باشند .
در اينجا لازم است گفته شود كه بيشتر تحريكات عصبي كه از ساختمان مشبك نشأت مي گيرند از طريق راههائي كه اين قسمت از مغز را به تالاموس متصل مي كند به قشر خاكستري مغز رسيده باعث فعال شدن اين ساختمان مي گردند . در اين صورت مي توان گفت كه آنچه به قشر مغز نيرو مي دهد ، كه خود را به بهترين وجهي بيان كند ،هسته مركزي ساقة مغز يا ساختمان مشبك است .


معاينه بيماري كه در حالت اغماء مي باشد
همان طوري كه گفته شد عالي ترين فرآيند مغز انسان ميزان هوشياري است.
در گذشته راه ساده اي براي بررسي كمّي ميزان از دست دادن سطح هوشياري وجود نداشت ولي امروزه ضريب هوشياري را مي توان با معيارهاي زير اندازه گرفت .
1- ميزان بيداري ( چشمها ) ضريب 1تا4
2- ميزان حرف زدن ضريب 1تا5
3- ميزان دقت در حركات ضريب 1تا6
بيماري كه ضريب هوشياري پانزده داشته باشد كاملاً طبيعي بوده و بر عكس ضريب هوشياري 3 اغماء كامل را نشان مي دهد ، يعني اينكه در همة حالات چشمهاي او بسته است . هم چنين تحت هيچ شرايطي او صحبت نكرده و به هيچ نوع تحريك دردآور يا غيره پاسخ نشان نمي دهد .

مردمك
همان طوري كه در يك دوربين عكاسي براي داشتن عكس واضح و زيبا ميزا ن نوري كه به فيلم برخورد مي كند بايستي كنترل شده باشد ، در چشم نيز براي اينكه شييء را مشخص تر ببينيم لازم است ميزان نوري كه به شبكيه برخورد مي كند حساب شده باشد . مردمك چشم چنين وظيفه اي را به عهده دارد .عملكرد مردمك نياز به هماهنگي چشم ،اعصاب باصره ، مغز مياني ، اعصاب سمپاتيك و پارا سمپاتيك دارد .
انقباض تارهاي ماهيچه اي حلقوي كه با تحريك اعصاب پاراسمپاتيك صورت مي گيرد باعث كوچك شدن و انقباض تارهاي ماهيچه اي شعاعي كه توسط اعصاب سمپاتيك صورت مي گيرد موجب بزرگ شدن مردمك ها مي گردد . جزئي از تحريكات نوري كه از شبكيه به سمت مغز در حركت هستند ويژه عملكرد مردمك مي باشند . اصولاً پيامهاي عصبي كه مخصوص روئيت اشياء مي باشند نهايتاً به لوب پس سري مغز رسيده ولي آن جزئي كه مخصوص باز و بسته شدن مردمكها است از وسط راه به مغز مياني رفته و به هستة عصب سوم جمجمه اي مي رسد . انقباض و انبساط ماهيچه هاي حلقوي و شعاعي در عنبيّه در حال تعادل است . گرچه مراكز اصلي اعصاب سمپاتيك و پاراسمپاتيك در مغز مي باشند ولي آن عده از اليافي كه به طور ثانويه پيامهاي خود را به مردمك رسانيده و مربوط به اعصاب سمپاتيك هستند درنخاع جاي داشته و توسط شريان سبات به مردمك وارد مي شوند در حالي كه آن عده كه ارتباط با پاراسمپاتيك دارند در مغز مياني بوده و از طريق عصب جمجمه اي سوم مردمك را تحريك مي كنند . در اين صورت قابل فهم است كه هرگونه آسيبي كه به چهارچوب قاعدة مغز ( هيپوتالاموس) ، مغز مياني ، پل دماغي ،بصل النخاع ، و نخاع و گيرنده هاي محيطي آنها وارد شود روي اندازة مردمك و سرعت پاسخ آنها به نور تأثير مي گذارد . دربيشتر موارد، بزرگ شدن مردمكها نشانگر كم شدن اثر اعصاب پاراسمپاتيك و غلبه اعصاب سمپاتيك روي ماهيچه هاي عنبيّه مي باشد . براي مثال ، تخريب عصب سوم جمجمه اي و مغز مياني منجر به بزرگ شدن مردمكها شده و اگر آسيب و سيع بوده و علاوه بر مغز مياني ، ساقه مغز و هيپوتالاموس را نيز از بين ببرد ، اندازة مردمكها در حد وسط بوده و به نور پاسخ نمي دهند .

رفلكس هاي چشم عروسكي
براي واضح ديدن اشياء الزاماً بايستي تصاوير آنها بر روي نقطة زرد قرار گرفته و همان جا بمانند ، ولي حركات سر ، گردن و بدن به طور مرتب باعث جابه جائي تصاوير بر روي شبكيه شده كه براي مقابله با اين وضعيّت ، مغز دائماً پيامهائي را كه از گردن و گوش مي رسند تجزيه و تحليل كرده و حركات چشم را منظم مي كند . به عبارت ديگر ، حركات كرة چشم در حدقه تابع حركات سر نبوده و بر عكس آنهاست تا تصوير بر روي نقطة زرد تغيير وضعيّت ندهد .
اگر زماني كه به طور مستقيم به طرف جلو نگاه مي كنيم سر به طرف چپ برگردد ، كرة چشم خيلي سريع به طرف راست منحرف شده و محور ديد را ثابت نگه مي دارد . اگر كرة چشم كوركورانه از سر پيروي مي كرد ، محور ديد تغيير كرده وهدف ، كه ديدن شيئي بود ،برآورده نمي شد.
در مورد بالا چرخش محور كرة چشم به طرف راست توسط ماهيچه هاي آن صورت مي گيرد . اگر بخواهيم كمي به جزئيات وارد شويم متوجه خواهيم شد كه خبر تغيير مكان سر از طريق گيرندهائي كه در گردن و گوش قرار دارند به مغز داده سپس شرايط مكاني كرة چشم توسط مغز محاسبه شده و به ماهيچه هاي چشم دستور مي دهد كه دقيقاً چشم ها را چقدر به طرف راست منحرف كنند . پس الياف عصبي آورندة اين پيامها از گردن و گوش داخلي به ساقة مغز و ارتباط آنها به مخچه و مغز و الياف آورندة فرمانهاي مغز به ساقة مغز و ماهيچه ها بايد كاملاً سالم باشند . وارد شدن هرگونه آسيب به اين سيستم باعث ضعف حركات چشم عروسكي شده و يا اينكه آنها را كاملاً از بين مي برد . از بين رفتن حركات چشم عروسكي مي تواند نشان دهندة آسيب به ساقة مغز باشد . حركات چشم عروسكي فقط با كم شدن سطح هوشياري ظاهر مي شوند و با مرگ مغزي از بين مي روند.

رفلكس آب سرد
اگر به دلائلي نتوان حركات چشم عروسكي را بررسي كرد ( مثلاً شكستگي گردن ) ، با بكارگيري آب سرد مي توان مجاري نيم دايره اي گوش داخلي را تحريك كرده و حركاتي شبيه حركات چشم عروسكي توليدكرد . معمولاً در حالت اغماء حركات جهشي چشمها از بين رفته و حركات تعقيبي باقي مي مانند . اگر ارتباط بين گوشها‌ ، ساقة مغز ، مغز و مخچه سالم باشد ، تحريك مجاري نيم دايره باعث انحراف چشمها به طرف گوش تحريك شده مي باشد. اگربه دلائلي ساقة مغز كار خود را درست انجام ندهد رفلكس آب سرد از بين رفته وچشم ها با تحريك از جاي خود تكان نمي خورند .

رفلكس قرنيه
تحريك قرنيه باعث بسته شدن پلكها به طور خودكار شده تا آسيبي به چشم نرسد .قوس آوران اين رفلكس توسط عصب سه قلو بوده كه درساقة مغز با هستة عصب حركتي صورت ارتباط حاصل كرده و نهايتاً قوس و ابران به ماهيچة پلك رسيده و چشم را مي بندد . رفلكس قرنيه در مقابل آسيب ها بسيار مقاوم است و معمولاً آخرين رفلكس است كه از بين مي رود . از كار افتادن رفلكس قرنيه از معيارهاي قوي مرگ مغزي است .
حركات تنفسي
نظم حركات تنفسي توسط لوب هاي پيشاني ، داينسفال ، مغز مياني ، پل دماغي و بصل النخاع صورت مي گيرد . وارد شدن آسيب به هركدام از قسمت هاي بالا تركيب به خصوصي از دم و بازدم را به وجود آورده ، ولي هرگاه آسيب به بصل النخاع برسد سيستم خودكار دم و بازدم از كار افتاده دامنه و فركانس تنفس كاملاً مختل مي شود . اگر بصل النخاع به طور كلي مضمحل شود ، بيمار دچار ايست تنفسي شده و تلف مي شود . در بيماري كه مبتلا به مرگ مغزي است اگر تنفس به طور مصنوعي كنترل نشود ، قلب نيز از كارافتاده و فرد از بين مي رود .

رفلكس سرفه
تحريكات ناي و نايچه ها معمولاً توليد سرفة شديد كرده ، قوس هاي آوران و وابران توسط عصب دهم جمجمه اي و اعصاب مهره اي كنترل مي شوند . آسيب جبران ناپذير به ساقة مغز اين رفلكس را نيز از بين مي برد .

قوام عضلات « تُن»
در بيشتر مواردي كه به مغز آسيب مهمي وارد شده و سطح هوشياري كم مي شود قوام عضلات نيز تغيير كرده و عمدتاً سفت تر مي شوند . دراين صورت باز و بسته كردن مفاصل مشكل مي شود چون ماهيچه ها شل نيستند . البته در بعضي موارد از مسموميت ها ، در حالي كه بيمار در حال اغماست ، ممكن است « تُن» ماهيچه كمتر گردد . زياد شدن « تُن » بخاطر برداشته شدن اثر مهاري قشر خاكستري مغز از روي ساقة مغز است كه دائماً سعي دارد قوام عضلات را زياد كند . ازدياد قوام عضلات به خاطر تحريك نرون حركتي « گاما» مي باشد . هرگاه قوام به حداكثر برسد ، بيمار به صورت « دِسِره بره» شده و ماننده چوب خشكي مي شود كه دست ها و پاها كنار او قرار دارند .
در بيشتر موارد مرگ مغزي ، برعكس ، بخاطر اضمحلا ل ساقة مغز ، « تُن» ماهيچه نيز از بين رفته ، اندامها شل شده و مفاصل را به راحتي مي توان حركت داد .

رفلكس هاي وتري
همگام با بدتر شدن حالت اغماء ( جز در موارد مسموميت ) ، رفلكس هاي وتري نيز شدت پيدا كرده و با رفلكس هاي غيرطبيعي مانند رفلكس « هافمن» يا « بابينسكي» مخلوط مي شوند . در بيشتر موارد مرگ مغزي ، رفلكس هاي وتري از بين رفته ، « بابينسكي» نيز ناپديد مي شود .


مرگ مغزي
مقدمه
در طول سه دهة گذشته نظريه هاي گوناگوني درمورد مرگ مغزي ارائه شده كه مسلماً در كشور ما نيز نقطه نظرات فرهنگي ،‌مذهبي و عاطفي وجود داشته كه همه محترم هستند . در حدود يكصد سال پيش پزشكان متوجه وجود بيماراني شدند كه قلبشان پس از « ايست تنفسي » تا مدت زماني به ضربان خود ادامه مي داد . آنها قادر بودند با وسايل اولية خود به تنفس اين بيمارا ن كمك كنند . از جملة اين دانشمندان مي توان « هورسلي» را نام برد .
« هاروي كوشينگ» در سال 1902 موردي را در باره بيماري گزارش كرد كه در اثر ازدياد فشار داخل جمجمه ، به خاطر غدة مغزي ، دچار ايست تنفسي شده بود ولي قلب او تا 23 ساعت بعد به ضربان خود ادامه داد . « مولارت» در سال 1959 بيماري را كه مدتها با تنفس مصنوعي زنده نگهداشته بود كالبد شكافي كرد و متوجه شد كه در مغز او مناطق وسيعي از انهدام سلولي و ورم مغزي وجود دارند . در حقيقت بخش هاي مراقبت هاي ويژه در ريشه گرفتن مفهوم مرگ مغزي نقش مهمي را بازي كردند ، زيرا كه با داشتن تكنولوژي تنفس مصنوعي قادر شدند بيماران را ، به ظاهر ، تا مدتي زنده نگهدارند .
از سالهاي 1965 تا 1972 به تدريج معيارهاي كنوني مرگ مغزي در دانشگاه هاروارد و انستيتوي ملّي بهداشت آمريكا مشخص شدند ، ولي تا دهة هشتاد محرز نشده بود كه چقدر از شبكية پيچيدة عصبي بايستي از بين رفته باشد تا بتوان عنوان « مرگ مغزي» را به آن اطلاق كرد .هنوز هم مسئله به طور كامل مورد قبول واقع نشده است . مثلاً پژوهشگراني هستند كه ميل دارند بيماراني را كه « وظايف عالي» مغز را از دست داده اند جزء‌افرادي بياورند كه درحقيقت مرده اند . اين بيماران شعور ،عقل ، تكلم …..خود را از دست داده اند و با سلسلة اعصاب نباتي زندگي مي كنند . اما اين پژوهشگران با مخالفت هاي شديد اخلاقي و فرهنگي روبرو هستند . پس بايد گفت كه در مرگ مغزي « هوشياري» بيمار تبديل به اغماء شده و « وظايف عالي» مغز نيز براي هميشه ناپديد شده اند . دراصل ، « سطح هوشياري» توسط ساختمان مشبك ساقة مغز و « وظايف عالي» مغز توسط نيمكره تعيين مي شوند .


تعريف تشريحي
آسيب و تخريب غير قابل جبران به نيمكره ها و ساقة مغز را مرگ مغزي گويند .

تعريف فيزيولوژيك
محو كامل تظاهرات فيزيولوژيك قشر خاكستري و هسته هاي قاعدة مغز و همچنين ساختمان مشبك و ساير اجزاء ساقة مغز به عنوان مرگ مغزي تلقي مي شود .

تظاهرات باليني
شخص بيمار ظاهراً خواب بوده ولي در اصل در وضعيّت اغماست و به هيچ وسيله يا تحريك درد آور نمي توان با او تماس دهني برقرار كرده و يا حتي تظاهرات انفعالي در او مشاهده كرد .
روش هائي كه معمولاً براي تماس ذهني با بيمار در حال اغماء مورد استفاده قرار مي گيرند عبارتند از : حرف زدن با او ، تكان دادن بدن او و يا فشارآور روي ناخن او وارد كردن .

 
< بعد   قبل >